Pashto Farsi


سرنوشت جیوپولیتیک افغانستان و منابع منطقه به کدام جهت سمت و سو داده می‌شود؟!
07/08/2020 | سیف الله مستنیر

خبر:
کمیتۀ تسلیحاتی مجلس نماینده‌گان امریکا طرحی را تصویب کرده است که بر بنیاد آن خروج چهار هزار نظامی امریکایی تا پایان انتخابات ریاست جمهوری آن کشور محدود شده است. «لیزچینی» عضو رهبری این کمیته می‌گوید: "بیرون شدن نظامیان امریکایی از افغانستان نباید مبارزه با هراس افگنی را درین کشور آسیب برساند." وی همچنان می‌افزاید: "این یک طرح حساسی است که روی چیزی که واقعاً مهم است تمرکز می‌کند. دربارۀ این‌که ما چه نیاز داریم تا امنیت مان را تقویت کنیم و چه باید در افغانستان انجام شود. ما باید مطمئن شویم که پناه‌گاه امن هراس افگنان در آنجا نباشد. ما باید مطمئن شویم که می‌توانیم فعالیت‌های ضد هراس افگنی را انجام دهیم." «منبع: شبکۀ تلویزیونی طلوع نیوز»
تبصره:
امریکا بعد از امضای توافقنامه‌ی صلح با طالبان، ظاهراً شمار نیروهای خود را در افغانستان از سیزده هزار به 8600 سرباز کاهش داده و قرار است تا چهارده ماه پس از امضای توفقنامه‌ی صلح با طالبان، مشروط بر عملی شدن تمام تعهدات توسط طالبان، این نیروها را نیز از افغانستان بیرون کند. اخیراً گزارش‌ها حاکی ازین بود که پنتاگون یا وزارت دفاع امریکا در صدد نهایی سازی طرح خروج حدوداً چهار هزار نظامی دیگر از افغانستان بود که اکنون توسط مجلس نماینده‌گان امریکا با محدودیت روبرو شده است.  
با تأسف باید گفت که جنگ و صلح، خروج کامل و جزئی نیروهای امریکایی، شگوفایی اقتصادی افغانستان و منطقه ظاهراً توسط رسانه‌ها با بازی‌های سیاسی و کمپاین‌های انتخاباتی امریکا ربط داده می‌شود. امریکا پس از بحران جهانی کرونا و پیامدهای مختلف آن دچار بحران‌های مختلف؛ مانند: بیکاری، رکود اقتصادی، بحران اجتماعی و غیره بحران‌های خطرناک دیگر شده است. افزون بر آن دونالد ترمپ رییس جمهور امریکا بگونه‌ی بی‌سابقه سوء مدیریت خود را آشکارا به نمایش گذاشته است. از این‌رو ظاهراً راهی دیده نمی‌شود مگر بهره‌جستن از قضیه‌ای افغانستان. به همین خاطر ترمپ قصد دارد تا از قضیه‌ای صلح افغانستان در افکارعامه امریکا به گونۀ معجزه‌آسا استفاده نموده و بازی‌های انتخاباتی را به نفع خود رقم زند.
هرچند امریکا کشوری است که توسط افراد نه، بلکه توسط نهادهای مختلف رهبری می‌شود. این نهادها همچنان در تمام قضایای سیاست‌خارجی، منافع ملی امریکا و منافع نهادهای خود را در نظر گرفته گاهی با هم اتفاق نظر دارند و گهگاهی شدیداً باهم اختلاف می‌کنند. بناً آنچه را که در حال حاضر دونالد ترامپ توسط زلمی خلیل‌زاد نماینده امریکا در امور صلح افغانستان مدیریت می‌کند ممکن توسط بعضی نهادهای دیگر در جریان پروسه و یا هم بعد از ختم پروسه به چالش جدی روبرو شود.
از همین‌رو دونالد ترمپ با تمام جدیت تلاش دارد تا برای برنده شدن در انتخابات امریکا، صلح افغانستان را به موفقیت برساند و ظاهراً خود را برای رای‌دهنده‌گان امریکایی موفق ثابت سازد. برای تحقق این هدف سفر اخیر خلیل‌زاد به منطقه جهت "کاهش خشونت و رهایی به موقع زندانیان طالب" دارای ویژگی نسبت به سفرهای گذشته‌اش می‌باشد، و آن این‌که «آدم بولر» رییس موسسۀ انکشاف بین‌المللی مالی امریکا در این سفر خلیل‌زاد را همچنان همراهی می‌کند. قبل از آغاز این سفر «مایک پمپیو» وزیر خارجه و زلمی خلیل‌زاد با مقام‌های کشورهای آسیای میانه در قالب گروه «C5+1» در بارۀ برقراری صلح در افغانستان، اتصال منطقه‌ و تقویت تجارت میان این کشورها از طریق کنفرانس ویدیویی بحث و گفتگو کردند. به دنبال آن زلمی خلیل‌زاد در سلسلۀ پیام‌های تویتری‌اش از تلاش‌های کشورهای آسیای میانه در تامین صلح و ثبات در افغانستان ستایش کرد. وی همچنان این بار با ادبیات متفاوت درین مورد نوشته است: "یک آسیای میانۀ متشکل از دولت‌های با اقتدار و مستقل که مشترکاً با افغانستان برای اتصال با آسیای جنوبی کار کنند به نفع منطقه و ایالات متحده است."
این نوع پیام‌ها می‌تواند از یک طرف مداخلۀ مستقیم امریکا در حیات خلوت روسیه در آسیای میانه تلقی گردد، و از جانب دیگر می‌تواند پیام جلب توجه کشورهای آسیای میانه از نزدیکی شان با چین به‌سوی امریکا بوده باشد. اگر چنین باشد در آن صورت تمایل کشورهای آسیای میانه به امریکا باعث جلوگیری از پیشرفت پروژه‌ی بزرگِ «یک کمربند و یک راه» چین خواهد شد.
این دورنمای امریکا به منطقه اهمیت افغانستان را بیشتر ساخته و در آینده می‌تواند مانع بزرگ برای پروژه‌ی یک کمربند و یک راه در پاکستان گردد. این سیاست ظاهراً برای صدور انرژی از آسیای میانه به آسیای جنوبی به خصوص هندوستان، بخاطر محاصرۀ بیشتر چین توسط امریکا و متحدینش طرح‌ریزی شده است. در واقع تمام این اهداف امریکایی وقتی متحقق می‌گردد که افغانستان نسبتاً امن شود. چنین فرصت و شرایط با رهبری دفتر سیاسی طالبان در قطر و چانس سرمایه گذاری دولت قطر در افغانستان همچنان به بحث گرفته شده است. یکی از نمونه‌های آن را می‌توان در همراهی «آدم بولر» رییس موسسۀ انکشاف بین‌المللی مالی امریکا با زلمی خلیل‌زاد مشاهده کرد. این سیاست می‌تواند سیاستِ بهره‌جستن از موقعیت جیوپولیتیک افغانستان برای ضربه زدن به منافع چین، روسیه، پاکستان و نیز تفوق هند جهت یاری رسانیدن به امریکا تلقی گردد.
بدون شک امریکا از راه جنگ در افغانستان شکست‌اش را درک کرده است. این مسأله را بارها مقاماتِ بلندپایه‌ای نظامی و غیرنظامی امریکا بیان داشته‌اند. خلاصه در وضعیت کنونی امریکا در تلاش است تا از طریق دیپلماسی، قدرت نرم و امکانات اقتصادی در منطقه تغییر اسلوب داده و شرایط را از این رهگذر به نفع خود بُچرخاند. با این سیاست دیده می‌شود که هیچ‌گاه از دشمنی با اسلام و مسلمانان دست بر نداشته است. به همین خاطر نیاز مبرم دیده می‌شود تا مسلمانان منطقه در برابر تمام اجنداهای امریکا و حتا چین، روسیه و سایر کشورهای دیگر به پا خواسته و برای تاسیس دوباره‌ی دولت خلافت راشده بر منهج نبوت مبارزه نمایند. زیرا این تنها دولت خلافت و ارتش جرارش است که می‌تواند کشورهای محارب با امت و استعمارگرانِ مکار را از منطقه ریشه‌کن نماید تا مسلمانان یکبار دیگر صاحب سرنوشت، سرزمین و منابع خود گردند.

سیف الله مستنیر
رییس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر – ولایه افغانستان


   


   ارسال نظر