Pashto Farsi


سخن هفته: توافق غنی و عبدالله؛ معامله‌ی که در نتیجه فشارهای امریکا صورت گرفت!
05/29/2020 | سهیل صالحی

اخیراً بحران برخاسته از انتخابات ریاست جمهوری میان اشرف غنی و عبدالله و کشمکش‌ها میان طرف‌داران هر دو جناح ظاهراً به پایان رسیده و دو طرف اصلی این ماجرا یک بار دیگر به توافق رسیده‌اند تا به صورت مشترک برای چهار سال دیگر قدرت را میان خود تقسیم کنند. از جانب دیگر، سیاسیون دخیل در این بحران که از این پیشتر از هر فرصتی استفاده می‌کردند تا یکدیگر را تخریب کنند، حالا اساس کار را بر دوستی گذاشته و با رفت‌وآمدهای مکرر خود سعی به ترمیم روابط خویش دارند. از سوی هم حامی‌های هردو جناح جهت اینکه بتوانند به معامله‌گری هردو تیم و حمایت خویش از آنها را توجیه کنند چنین فضا ساخته بودند که گویا این معامله یگانه راه‌ حل بوده و یک دستاورد پنداشته می‌شود چون که توسط خود افغان‌ها صورت گرفت و بدون مداخله خارجی‌ها به این معضله نقطه پایان گذاشت. و همین‌گونه عام مردم نیز به نحوی با خوش بینی به این قضیه می‌بینند و امیدشان به پایان این اختلافات می‌باشد و ظاهراً چنین نشان داده می‌شود که پایان این بحران  و نزدیکی سیاسیون نتیجه‌ی از خود گذری سران حکومت و میانجی‌گری همین بزرگان سیاسی بوده است. چنانچه وقتی این بحران در نتیجه عدم پذیرش نتیجه انتخابات از سوی عبدالله عبدالله ظهور کرد، ظاهراً طیف‌های مختلف سیاسی از رئیس جمهور اسبق تا بزرگان سیاسی دیگر با رفت و آمدهای مکرر سعی در حل اختلافات می‌کردند تا بحران به میان آمده را نقطه پایان گذارند و به یک توافق دست یابند.
اما این‌ها تنها ظاهر قضیه به شمار می‌رفت، در حالیکه همانند آفتاب روشن است که طرف اصلی و پنهان این ماجرا امریکا بوده است. چنانچه این امریکا است که همواره بحران‌ها را در این سرزمین به میان آورده و ظاهراً چنان نشان داده که گویا این افغان‌ها اند که در میان خود نمی‌توانند سازش کنند. انتخاباتی که سبب بروز بحران شد، از نشانه‌های واضح دخالت امریکا و تلاش این کشور برای گرم نگهداشتن تنور اختلافات میان رهبران سیاسی این کشور می‌باشد. چنانچه از سپردند نتایج انتخاباتی به شرکت «درملوگ» و رفت‌ و آمدهای سفیر امریکا به کمیسیون انتخابات این امر واضح می‌شود. و همین‌گونه امریکا با سیاست دو پهلو و منافقانه‌ی خود با گل آلود کردن اوضاع سعی در بدست آوردن منافع سیاسی خود دارد و در مورد این توافق و جورآمدها نیز باید گفت که همانند توافق نامه سال ۲۰۱۴ با فشار و تهدید امریکا از سوی این دو رهبر به امضاء رسید.
امریکا این بار نیز در نخست بحران انتخاباتی را به میان آورد و با دخالت آشکار و اعمال نفوذ بالای کمیسیون انتخابات سعی کرد تا کنترول آن را به دست گرفته تا از این طریق راحت‌تر بتواند در ایجاد بحران نقش ایفاء کند. وقتی نتایج انتخابات اعلان شد و یک طرف برنده اعلان گردید باز هم امریکا از هر دو طرف به نحوی حمایت کرد که این خود در حفظ بحران موثر واقع گردید. اما درست زمانی که این بحران عمق پیدا کرد بعدش در نقش میانجی وارد قضیه شده تا با فشار و تهدید، رهبران را وادار به تقسیم قدرت نماید. چنانچه وقتی هر دو طرف منازعه همزمان مراسم سوگند را بجای آوردند ساعتی پس از آن بیانیه‌ای از سوی وزارت خارجه امریکا به این شرح منتشر گردید: " ...ما با هرگونه اقدام برای ایجاد دولت موازی و هرگونه استفاده از زور برای حل اختلافات سیاسی شدیداً مخالف هستیم". همچنان الیس ولز معاون وزارت امور خارجه امریکا در اوج این کشمکش ها در تویتی چنین نگاشته بود: " وضعیت سیاسی کنونی در افغانستان، برای جامعه جهانی قابل قبول نیست. همچنان گفته بود: " کمک های بین المللی با افغانستان، نیاز مند یک حکومت همه شمول در این کشور است".

با این وجود به صراحت می‌توان گفت که در عقب این همه برنامه‌ها امریکا قرار داشته که با طرح ریزی برنامه‌های مختلف تنها بدنبال اهداف سیاسی خود در افغانستان می‌باشد. اما امریکا به صورت غیر مستقیم سیاسیون افغان را آله دست خود قرار داده و آنها را مامور حل این بحران قرار داد تا آجندای امریکا را این‌ها به پیش ببرند و هر آنچه را که می‌خواهد توسط این ها عملی سازد. حتی در هنگام امضای این توافق نامه نیز مشهود بود، تا جای که عبدالله عبدالله از تلاش‌های جامعه جهانی در سهم گیری در حل بحران به وجود آمده تشکری کرد. اما سیاسیون افغان و اکثر حامی‌های هر دو جناح چنین نشان می‌دهند که گویا این‌ها بوده‌اند که بحران به وجود آمده را نقطه پایان گذاشتند و تلاش هایشان در این راستا موثر واقع گردیده است.
اما همان طور که بارها گفته و آمدیم این امریکاست که در معادلات سیاسی تصمیم نهایی را آنهم با در نظر داشت منافع خود اتخاذ می‌نماید. اما نباید فراموش کرد که این توافق به هیچ صورت منجر به حل دایمی این بحران نخواهد شد و همانند توافقی که در نتیجه به بحران کشانیده شدن انتخابات ۲۰۱۴ به میان آمده بود، در اصل بحران‌ها بعد از توافق به میان خواهد آمد. چنانچه تجربه حکومت وحدت ملی و همچنان مواد گنجانیده شده در توافق واضحاً نشان می‌دهد که منجر به کش و گیر میان تیم‌های دو طرف خواهد شد و نزدیکی و دوستی آنها در این مقطع تنها براساس مصالح‌شان و بیشتر بخاطر فشارهای بیرونی بوده است. از جانب دیگر، به صراحت می‌توان گفت که امریکا در افغانستان به دنبال یک حکومت با ثبات نیست، بلکه بیشتر یک حکومت ضعیف و شکننده را ترجیح می‌دهد تا از آن بتواند در بازی‌های سیاسی خود استفاده کند.


   


   ارسال نظر