Pashto Farsi


سخن هفته: دستان آشکار حملات خونین استخباراتی در افغانستان
05/15/2020 | احمدصدیق احمدی

حملات خونین اخیر نشان می‌دهد که با وجود امضای توافقنامه‌ی صلح، افغانستان هنوز هم از وحشتِ کشتار و جنگ در امن نیست. چنانچه حملات مشکوک بر نمازگزاران در ننگرهار و حمله بر شفاخانه‌ی صد بستر دشت برچی-کابل که در آن دست کم 24 تن از زنان و نوزدان کشته و 16 تن دیگر زخمی شدند، نشان از تداوم وحشت پس از امضای توافقنامه‌ی صلح امریکا با طالبان است.
هرچند این گونه حملات به گروه‌های همچون طالب و داعش پیوند داده می‌شود،‌ اما طالبان هر دو حمله را رد نموده اعلام کردند که آن‌ها این حملات را انجام نداده‌اند. اما داعش، طالبان به صراحت اعلام نمودند که "در نتیجه عملیات کوبنده آن‌ها [داعش] هیچ جای علنی و سنگر معلوم در تمام کشور ندارد. اینگونه حملات از سوی افراد مهم داعش در مهمان‌خانه‌های استخباراتی کابل و شهرهای دیگر، و اداره کابل به گونه مشترک طراحی و عملی می‌شود."
گویی‌که داعش نام مستعارِ شبکه‌های استخباراتی است که همواره مردم به‌ویژه اطفال،‌ زنان و نمازگزاران را قتل عام نموده و حملات خونینی را راه اندازی می‌نمایند. اگر چنین نیست، پس چرا رئیس جمهور افغانستان اعلام می‌دارد که دولت پایگاه داعش را ریشه‌کن ساخته است؟ همچنین امرالله صالح معاون نخست رئیس جمهور و رئیس پیشین امنیت ملی، همواره گفته است که "داعش در افغانستان وجود فزیکی ندارد."
اگر از روی واقعیت موضوع مورد بررسی قرار گیرد، داعش در حال حاضر کدام جغرافیای مشخصی در افغانستان ندارد. تمام مناطقی که طالبان در آن حاکمیت دارند داعشیان در آن حضور ندارند. اما در قلمرو دولت، تاکنون رهبران شاخه‌ی خراسان و نیز رهبر داعش در جنوب آسیا و شرق دور از سوی امنیت ملی افغانستان دستگیر شده و در زندان به‌سر می‌برند. در چنین وضعیت چگونه ممکن است حملات خونین در شفاخانه‌ای در قلب پایتخت و در میان نمازگزاران در ننگرهار از سوی گروهی که هیچ وجود فزیکی ندارد، انجام شود؟
واقعیت این است که جنگ کنونی جنگ استخباراتی است که مستقیماً‌ از جانب شبکه‌های نیابتی استخبارتی امریکا انجام می‌شود. اگر چنین نیست پس چرا در نزدیک به دو دهه حضورِ نیروهایی امریکا و ناتو،‌ و باجود امضای توافقنامه صلح، وضعیت بهبود نمی‌یابد؟ شبکه‌های نیابتی استخباراتی امریکا در سرتاسر افغانستان چنان حملات خونینی را انجام می‌دهند که گروه‌های همچون طالب و داعش، نزد آن می‌شرمند. چنانچه بارها افراد این شبکه‌ها دست به کشتار مردم زده‌اند، و پس از سروصدای مردم دولت اما با تعیین هئیت حقیقت‌یاب بالای این قتل‌ها سرپوش گذاشته است. زیرا چنانچه گفته می‌شود حتا رئیس جمهور توان و جرأتِ محاسبه‌ای افراد این شبکه‌ها را ندارد.
از این‌رو گمان می‌رود پس از این چنین حملات مشکوک و اما خونین افزایش یابد. زیرا رئیس جمهور امریکا اعلام نمود که از حملات اخیر در افغانستان باخبر است. اما پس از این جنگ، جنگ میان افغان‌ها است، نه امریکایی‌ها. این در واقع به معنای آن است که پس از این امریکا به تماشاچی می‌ماند که هر نوع حملات، حتا اگر منجر به قتل عام مردم هم که شود، تنها نظاره‌گر خواهد. زیرا امریکا به اهداف‌اش که حضور نظامی و پایگاهای امن است را با امضای پیمان‌ننگین امنیتی با دولت، و نیز پیمان صلح با طالبان بدست آورده است. در واقع ترامپ مشروعیت‌اش را از این پیمان‌های‌ننگین که هیچ‌گاه باعث نشد تا از یک قطره خون مردم کاسته شود گرفته و به رخ جهانیان می‌کشاند که نیروهای امریکایی پولیس نیستند که برای همیش در افغانستان بجنگند.
در این میان اما از رهبران افغان نشانه‌ای هیچ خیری به چشم نمی‌خورد که در برابر عامل تمام بحران‌ها که امریکا و نیروهای نیابتی استخباراتی آن است، ایستاده شود. اما طالبان هنوز هم فرصت دارند تا امضای توافقنامه صلح را که سست‌تر از تار عنکبوت است کنار گذاشته و در برابر اشغال‌گرِ بزرگ که پایان عمرش فرارسیده، ایستادگی نمایند؛ تا باشد هم در برابر آنچه که آن را جهاد می‌نامند وفادار بمانند و هم پای اشغال‌گر بزرگ را که در خون اطفال، زنان و مردان این سرزمین آغوشته است، کوتاه سازند. در غیر آن طالبان هم به‌سان سایر گروه‌های دیگر فریب پیمانی دروغینی را خواهند خورد که امریکا از دو دهه بدین‌سو بسیاری از رهبران مجاهدین اسبق را فریب داده و در هر مقطع زمانی آن‌ها را ذلیل ساخته است. اگر طالبان از تجربه‌ی گذشته عبرت نگیرند، هیچ شکی وجود ندارد که آن‌ها ذلیل‌تر و رسواتر از گروه‌های دیگر نزد مردم افغانستان و حتا امت‌مسلمه ظاهر نشوند. آنچه که تاریخ همواره سرگذشت فریب خوردگان را به بدترین شکل آن یاد کرده است. مهمتر از آن، اسلام عزیز پیمان با کفار حربی(جنگی) را مردود دانسته و همواره بر مبارزه با آن تاکیده نموده است.


   


   ارسال نظر