Pashto Farsi


سخن هفته: امریکا دنبال بی‌ثباتی سیاسی است تا صلح و دولت مشروع!
03/26/2020 | احمدصدیق احمدی

«مایک پمپئو» وزیر امور خارجه‌ی امریکا ظاهراً برای پایان بحران سیاسی در افغانستان آمده بود، در حالی‌که اگر به ماهیت اصلی سیاست امریکا در افغانستان درست نگاه شود، چنین به نظر نمی‌رسد. زیرا امریکا برمبنای آنچه که خلیل‌زاد آن را «نفوذ دیپلوماتیک» می‌خواند، اگر بخواهد می‌تواند هر نوع معامله‌ و توافق‌سیاسی را بر دوست‌داران قدرت در افغانستان تحمیل کند؛ اما ظاهراً بحران سیاسی جاری مخالف منافع ملی امریکا نیست که چنین کند.
تجربه‌های دو دهه‌ی گذشته نشان می‌دهد که امریکا چه پیمانه از نفوذ سیاسی-دیپلوماتیک و نظامی قوی برخوردار است. به همین دلیل اگر خواسته همواره فراتر از روندِ نمایشی انتخابات و مفاد قانون اساسی، دست به تعیین دولت‌مردان قدرت زده است، که بارزترین آن در انتخابات سال 2014 به نمایش گذاشته شد.
حال که پروسه‌ی صلح و روند آزادسازی زندانیان برمبنای توافقنامه‌ی صلح ظاهراً به مرحله‌ی عملی ساختن آن رسیده است، در اینجا مهم‌ترین مسأله برای امریکا خروجِ تعداد از نیروها و نیز کاهش مصارف نظامی آن کشور در افغانستان است. زیرا در شرایط کنونی یکی از موضوعات مهم برای ترامپ، جلب توجه رأی دهندگان امریکایی است که ظاهراً پروسه‌ی صلح به همین منظور روی دست گرفته شده است. در این میان دولت افغانستان برخلافِ خواست قبلی‌ و تعیین خط سرخ‌اش، اما به اکراه تسلیم به آن شده است.
با توجه به این، وزیر خارجه‌ی امریکا اگر نیتِ پایان بخشیدن به بحران سیاسی را می‌داشت هیچ‌گاه ناامید و دست‌خالی به امریکا بر نمی‌گشت، آنچنانی که در سال 2014 «جان‌کیری» وزیر خارجه‌ی امریکا با رایزنی‌های جدی‌تر از این دور، سرانجام موفق شد تا حکومت وحدت ملی را فراتر خواست مردم در انتخابات، و مفادِ قانون اساسی شکل دهد. اما تلاش‌های مایک پمپئو به این هدف نبود، از این‌رو آن را ناامید کننده و تأسف‌آور خواند.
از نشانه‌های دیگری بی‌میلی امریکا بر پایان بحران سیاسی در افغانستان می‌توان از "عدم حمایت از عملیات امنیتی به انگیزه سیاسی" ارگ که ظاهراً تصمیم داشت تا بحران کنونی را بجای گفتگو با استفاده از نیروی نظامی یک‌طرفه نماید، اشاره کرد. در اعلامیه‌ای وزارت خارجه امریکا همچنان هشدار داده شده است؛ "رهبران سیاسی که دستور چنین عملیاتی را می‌دهند یا کسانی از دولت موازی حمایت می‌کنند نیز، حمایت نمی‌کنیم." ظاهراً این هشداریست برای ارگ و مسوولین نهادهای امنیتی و دفاعی بر عدم استفاده از نیروهای امنیتی برای تصرف بر آنچه که داکتر عبدالله آن را در اختیار دارد. به عبارت دیگر، این مسئله نشان‌دهنده‌ی آن است که اگر قبل از این داکتر عبدالله در برابرِ قدرت ارگ، کم‌توان‌تر شده بود، ظاهراً این هشدار داکتر عبدالله را هم قوت و نیرو بخشید.
در کل می‌توان چنین نتیجه گرفت تداوم بی‌ثباتی سیاسی و تسلیم‌شدنِ ارگ و سپیدار، بر توافقی که امریکا ظاهراً بر انجام نشدن آن هشدار داده است، ضعیف‌ترین دولت و قدرت سیاسی را در پی خواهد داشت. به عبارت دیگر، تداوم بحران کنونی و سرانجام شکل‌گیری ضعیف‌ترین دولت، از خواست‌ها و پیامدهای است که آن را می‌توان به آسانی در سفر مایک پمپئو وزیر خارجه‌ی امریکا مشاهده نمود.
سرانجام این مردم افغانستان اند که فرزندان‌شان هر روزه قربانی جنگِ می‌شوند که مفاد اصلی آن بر دولت‌مردان امریکا و یا آن‌هایی‌که گوش به فرمان امریکا اند، می‌رسد. در مقابل مردم در بدترین شرایط امنیتی، بحران اقتصادی و خطرناک‌تر از آن بحران کرونا ویروس به سر می‌برند که نه دولت تاکنون به آن آمادگی درست گرفته است، و نه هم مردم به اثر بحران سیاسی و اقتصادی دولت، قادر ‌اند تا در برابر این بحران وحشت‌ناک آمادگی بگیرند. این از خواست‌های است که اشغال‌گران همواره پس از اشغال، بر ملت‌ها روا می‌دارند. پس چه زیباست رجوع کردن به نظام و ارزش‌‌هایی‌که در آن تعهدِ حاکم بر ایستادن و حافظت‌کردن از مردم‌اش به قیمتِ مرگ و زندگی تعیین شده است. آنچه که مسلمانان پس از سقوط خلافت 99 سال قبل از امروز، هر روز بدتر از دیروز آن تجربه می‌نمایند.
حال که با این‌همه فساد، کشتار و بحران سیاسی نشانه‌های آن واضحاً به چشم می‌خورد، ما در حزب التحریر بگونه‌ای هدفمند به برچیدن نظام‌های فاسد و دست‌نشانده‌ی غرب در سرزمین‌های اسلامی از جمله در افغانستان آمادگی برای احیای نظام خلافت بر منهج نبوت را داریم. زیرا سرانجام این خلافت است که به عنوان یگانه نظامِ عادل، می‌تواند بر مشکلات کنونی ما و حتا بشریت در جهان درست پاسخ بگوید. آنچه که واقعاً در نظم کنونی جهان جایش خالیست. زیرا نه امریکا توانست بحران مهاجرت، بحران اقتصادی، بحران امنیتی و سرانجام بحران کرونا ویروس را مهار نماید، و نه هم اروپا این توانمندی را دارد.


   


   ارسال نظر