Pashto Farsi


چرا بازگشت خلافت مهمترین ضرورت عصر حاضر است؟
03/23/2020 | مسلم بغلانی

آخرین دولت اسلامی به تاریخ بیست‌وهشتم ماه رجب سال ۱۳۴۲ ه.ق، سقوط داده شد که در نتیجه آن مسلمانان قدرت سیاسی و وحدت فکری خود را در سطح جهان از دست دادند. این امر در نهایت منتج به عقب‌مانده‌گی و انحطاط فکری-سیاسی مسلمانان گردید. چنان‌چه پس از سقوط دولت اسلامی، کشورهای غربی (اروپا، شوروی و امریکا) بالای  امت اسلامی حاکم شدند و ارزش‌های فرهنگی و جهان‌بینی خود را بوسیله‌ی میل تفنگ و تشدید جنگ‌های داخلی در سراسر سرزمین‌های اسلامی وارد نمودند. از طرف دیگر، گسترش ارزش‌های غیراسلامی از جمله مفکوره‌ی «دولت-ملت» باعث ایجاد درز عمیق فکری-سیاسی میان امت مسلمه گردیده که امت را تا امروز به بحران سیاسی-اقتصادی و فجایع اجتماعی مبتلا ساخته است.  
جهان پس از سقوط دولت اسلامی به چنگ نظام‌های بشری از قبیل دموکراسی، نظام سرمایه‌داری و جمهوریت افتاد که برای بشریت فاجعه‌ی بی‌سابقه به بار آورده است. چنان‌چه تطبیق و تجربه‌ی عملی چنین نظام‌ها در کشورهای غربی باعث گردیده است تا روابط انسان‌ها با الله سبحان‌وتعالی گمرنگ شود؛ که بالوسیله امروز آنان از امراض گونه‌گون روانی، فقدان روابط اجتماعی و عدم سکینت روحی رنج می‌برند.
این پدیده در میان غربی‌ها به سرحدی رشد کرده که آنان را وادار به جستجوی بدیل نموده است تا خود را از چنین وقاحت نجات دهند. از این‌رو از مردم عام گرفته تا روشنفکران و سرمایه‌داران غربیِ که در رحم این نظام پرورش یافته اند، امروز در پی تغییر بنیادی نظم فعلی سرمایه‌داری می‌باشند. از جمله به گفته‌های یکی از ملیاردرهای امریکایی که ماهیت اصلی نظام سرمایه‌داری را بخوبی می‌شناسد و زندگی وی تحت چتر آن پرورش یافته است اکتفاء می‌کنیم. مارک بینی‌آف، میلیاردر و رئیس شرکت سِلس‌فورس چندی پیش در روزنامه‌ی نیویارک تایمز نوشت که، "منحیث یک سرمایه‌دار(کپیتلست) به این باور رسیده ام چنان‌که شما نیز آن‌را می‌دانید و ناگزیر باید به آن‌ اعتراف کنم که سرمایه‌داری پس از این به مرگ مطلق محکوم شده است." جای تعجب اینجا‌ست که غربی‌ها در اثر فرسودگی و عدم پاسخ‌گویی نظم فعلی جهان در پی بدیل هستند،‌ اما مسلمانان ریسمان الله سبحانه‌وتعالی را رها کرده به دنبال نظام فرسوده‌ و نابکار آنان است.  
مسلمانان نباید بیشتر از این نظاره‌گر چنین بدبختی‌های ناشی از نظام سرمایه‌داری در سرزمین‌های اسلامی باشند. مسلمانان باید از نشخوار این زهر خودداری کرده و به اصل خویش (ریسمان الله سبحانه‌وتعالی) چنگ بزنند. زیرا تداوم و تطبیق چنین نظام‌ها باعث ازدیاد شکاف‌های عمیق میان مسلمانان و انقطاع روابط آنان با خالق می‌گردد؛ چنان‌چه این نظام غرب را در گودال بدبختی‌ فروبرده است. از سوی دیگر، متوجه می‌شویم که نه تنها انسان‌ها بلکه زمین، آب‌، هوا و محیط‌زیست بواسطه‌ی نظام‌های بشری استثمار گردیده است. و شکایت آنان را جز الله سبحان‌وتعالی هیچ کسی دیگر نمی‌شنود. همچنان حیوانات، نباتات و پرندگان نیز از شر این نظام در امان نیستند. بناء به صراحت می‌توان گفت که اگر این نظام بشری به همین منوال تداوم پیدا کند، در آینده‌های نه چندان دور ممکن انسان‌های معمولی هم به «کانیبال‌های وحشتناک» مبدل شده و به خوردن همنوعان خود شروع خواهند کرد.
بناء بشر امروز نسبت به هر زمان دیگری، نیاز دارد تا به الله سبحانه‌وتعالی مراجعه نماید. زیرا بدون هدایت و استعانت الله سبحانه‌وتعالی انسان‌ها خود را نابود خواهند کرد. چنان‌چه عجز و آشفتگی انسان‌ها محض با جهانی‌شدن مرض کوید-۱۹ بخوبی قابل ملاحظه است که حتی دونالد ترمپ، یکی از متکبرین و فراعنه عصر را وادار می‌کند تا مراسم دعاخوانی را در کلیسا راه اندازی کند. پس آیا از عذاب و قهر الله سبحان‌تعالی نمی‌ترسید؟!
باید این‌را تصریح کرد که تنها راه نجات و رستگاری برای انسان‌ها همین‌ست که دشمنی با الله سبحانه‌وتعالی را کنار گذاشته؛ در عوض به ریسمان الله سبحانه‌وتعالی چنگ بزنند تا سعادت دارین نصیب آنان گردد. چون تاریخ ثابت ساخته است که انسان‌ها تنها و تنها در پرتو رحمت الهی می‌توانند به آرامش قلبی، سکینت روحی و در نهایت سعادت برسند. و این امر محض با تطبیق احکام شرعی از طریق دولت اسلامی براساس منهاج نبوت دست‌یافتنی است. چنان‌چه غربی‌ها نیز اعتراف می‌کنند که بهترین رویکرد «سیاست‌نمودن و دولت‌داری» را حضرت محمد صلی‌الله علیه وسلم برای بشریت به میراث گذاشته است.
در آخر به صراحت می‌توان بیان کرد که در شرایط امروزی بیشتر از ۹۰ درصد احکام شرعی معلق باقی مانده که در اثر آن نه تنها مسلمانان بلکه تمامی انسان‌های دنیا با چنین روزگار وقاحت‌بار و سرنوشت نامعلومی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بناء تنها دولت اسلامی بر منهاج نبوت قابلیت تطبیق احکام شرعی و پاسخ‌گویی به تبهکاری‌های بی‌پایان حکام فعلی را دارد. و آنعده مسلمانانی‌ که خواهان تطبیق و تنفیذ شریعت اسلامی از دریچه دموکراسی و کانال جمهوریت می‌باشند، راه را اشتباه گرفته اند.
 فلهذا تمامی مسلمانان جهان علی‌الخصوص مردم مجاهد افغانستان، علمای معزز، رهبران فرهیخته اقوام، متنفذین با رسوخ و جوانان بیدار مکلف هستند تا دست به دست هم داده و ام‌الفرایض (دولت اسلامی) خویش را دوباره احیاء نمایند. زیرا تنها دولت اسلامی می‌تواند پاسخ‌گو به اقتضای عصر و رسیدگی به مشکلات امروزی جهان از قبیل امراض فراگیر و مهلک روانی، شکنندگی‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می‌باشد.


   


   ارسال نظر