Pashto Farsi


به مناسبت ۲۸ رجب؛ آیا انقلابِ بزرگ در راه است؟
03/23/2020 | سهیل صالحی

وقتی نظم زندگی برهم بخورد، شرایط برای زندگی دشوار می‌شود، ظلم و ستم مثل باران به باریدن آغاز می‌کند، حق و حقوق آدمی پایمال می‌شود، وقتی امنیتِ برای آرام زیستن وجود نداشته باشد؛ آنگاه ضرورت برای یک تغییر به میان می‌آید و انسان‌های که متحمل این سختی می‌شوند، سودای تغییر را در سر می‌پرورانند، وقتی این اندیشه و تفکر برای تغییر به یک بیماری مبدل شد و مبتلایان بسیار پیدا کرد، انقلاب رخ می‌دهد. پس انقلاب در جوامع انسانی برای تغییر حالتی است که شرایط زندگی را برای انسانها دشوار ساخته است. پس انقلاب همان‌طور که از نامش پیداست می‌تواند باعث تغییر گردد؛ می‌تواند نابسمانی‌ها را زیر و رو کند. با در نظر داشت شرایطی که امروز بشر در مجموع با آن دست‌و‌پنجه نرم می‌کند نیاز مبرم احساس می‌شود تا یک طوفان بزرگ به پا خیزد و بی‌نظمی‌های که در نتیجه حاکمیت ایدیولوژی سرمایه‌داری زندگی انسان را سخت تحت تاثیر قرار داده از بین ببرد و نظم معمول انسانی را حاکم سازد. نظمی که برای تمام انسان‌هاست و در صورت به میان آمدن چنین نظمی انسان‌ها و حتی حیوانات آسوده خواهند شد.
اما این انقلاب از کجا باید آغاز گردد؟
جرقه انقلاب‌ها را باید انسان‌های متضرر، آنهای که بیشترین درد را از نظم کنونی متحمل شده‌اند بزنند. این آتش باید از جای دیگری شروع به شعله‌ور شدن کند. شکی نیست که در شرایط کنونی درمانده‌ترین انسان‌ها مسلمانان هستند که حتی در سرزمینی که بر اساس مفکوره دولت- ملت برای‌شان ترسیم شده است آرامش ندارند. در حال حاضر باید گفت که مسلمانان در هیچ جا نه تنها که آرامش ندارند، حتی امنیت شان نیز تضمین شده نیست. در کشورهای که حداقل پسوند «اسلامی» را با خود دارند و اکثریت نفوس شان را مسلمانان تشکیل می‌دهد از افکار و مفاهیم غربی در امان نیستند و به نحوی از انحاء کپتالزم آرامش را از آنها گرفته است. چنانچه در این کشورها سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی و نظام حکومت‌داری غرب حاکم است که با دیدگاه مسلمانان در تناقض قرار دارد.
اما در کشورهای که مسلمانان در آن از اقلیت‌ها به شمار می‌روند، حتی اجازه ندارند تا آزادانه و بدون قیودات با در نظر داشت اسلام زندگی کنند و مانند یک مسلمان به نظر آیند. در این کشورها انواع و اقسام ظلم و خشونت که حتی نمی‌توان آنرا تصور کرد، بالای مسلمانان روا داشته می‌شود. چین از جمله کشورهای است که در سرکوب مسلمانان دست بالای داشته و با هراسی که از اسلام و مسلمانان دارد سعی می‌کند تا آنها را وادار به ترک عقیده شان نماید. دولت چین شهر سنکیانگ را که مسلمانان در آن سکونت دارند به یک زندان مبدل ساخته و اطراف آنرا حصار کشیده است و با ایجاد کمپ‌های مختلف تحت عنوان کمپ‌های ارتقای ظرفیت، آنها را با شکنجه وادار به ترک عقیدۀ شان می‌کند. کمی آن طرف تر هندوهای گاو پرست همزمان با ورود ترامپ به این کشور و اعلام حمایت کامل از هند، منحیث یک دوست استراتیژیک آغاز به کشتار مسلمانان کرده‌ و با گرفتن حق شهروندی از نزدیک به ۲۰۰ میلیون مسلمان آنها را بیشتر از گذشته به حاشیه برده‌اند.
قضیه فلسطین هم به یک زخم ناسور در قلب امت مسلمه مبدل شده است که قرار نیست به این زودی‌ها الیتام یابد. این زخم ناسور درست در سال ۱۹۴۷ با به میان آمدن سرطانی به نام دولت یهود سرکشید و امروز به جایی رسیده است که مسلمانان فلسطین نمی‌توانند آزادانه و بدون دردسر برای ادای نماز به بیت‌المقدس بروند. از جانب دیگر، با گذشت هر روز اراضی بیشتری از مسلمانان فلسطین توسط دولت یهود غصب شده و در آن شهرک‌ها برای یهودیان ساخته می‌شود. کشتار مسلمانان فلسطین نیز به یک سرگرمی برای دولت یهودی مبدل شده است. مسلمانان در میانمار، سوریه، عراق، یمن و افغانستان نیز درد می‌کشند و آه و نالۀ شان دیگر گوش‌ها را نمی‌آزارد و چشم‌ها با دیدن رنج و درد آن‌ها عادت کرده است.
پس این انقلاب برای تغییر نظم فاسد کنونی باید از میان مسلمانان آغاز شود؛ از میان آنهایی که سالها با عزت و سربلند می‌زیستند و حال از ذلیل‌ترین انسان‌ها شده‌اند. امت مسلمه با شرایطی که در حال حاضر بالای شان حاکم است، باید تکان بخورند؛ از جای خود برخیزند و با شعار آرامش برای همه، آرامش برای خود را حرام بشمارند تا انگیزه‌ا‌ی باشد برای تحرک، برای انقلاب برای یک طوفان از جنس ایمان و عقیده اسلامی که مرزهای نشنلستی را در نوردیده و سرحدات دولت- ملت را نابود سازد. نتیجه این انقلاب باید سبب تطبیق اسلام گردد و این دگرگونی و زیر و رو شدن نه تنها که زندگی مسلمانان را متاثر می‌سازد که حتی شرایط زندگی در میان غیر مسلمانان را نیز تغییر خواهد داد. و تطبیق اسلام امکان ندارد مگر این‌که دولت تطبیق کننده آن یعنی «خلافت» بر منهج نبوت تاسیس گردد؛ دولتی که سال‌ها امت مسلمه زیر سایه آن در آرامش زندگی می‌کردند و شرایطی به مراتب متفاوت تر از امروز داشتند. حتی غیر مسلمانان نیز آنرا دولت خود می‌شمردند و با رضایت تمام در سایه دولت خلافت می‌زیستند و نزد دولت خلافت امتیازی برابر با مسلمانان داشتند و هیچ گونه تبعیضی در حق‌شان روا داشته نمی‌شد.


   


   ارسال نظر