Pashto Farsi


سگ‌های با ارزش‌تر از انسان!
02/16/2020 | عمر سروش

در روزهای پسین خبری درباره کشته‌شدن سگ یک دختر هراتی از سوی افراد مسلح در رسانه‌های تصویری، چاپی و شبکه‌های اجتماعی فضاگیر گردید. تا جایی که رسانه‌ها ارتباط کشته‌شدن این سگ را با ایجاد فضای افراطیت در هرات باهم مرتبط دانستند و در پیوند به قتل این سگ صحبت از ارزش سگ‌ها در کتاب اوستا و روایت از سگ اصحاب کهف را دلیل گرفتند و موضوع عدم مراعات نمودن حقوق حیوانات را مورد بحث قرار دادند. از سوی هم شماری از کاربران فیسبوک این عملکرد را مورد نکوهش قرار داده و در راه‌اندازی "هشتگی" به توقف حیوان‌آزاری پرداختند.
با توجه به وضعیت موجوده و بحران‌های گوناگون در عرصه‌های متعدد واقعاً  ملاک تعیین ارزش خبری حوادث برای رسانه‌ها چیست؟ در سرزمینی که سالانه یازده‌هزار تن افراد غیر ملکی -به اساس آمار کمیسیون حقوق بشر- زخم برداشته و جان‌های خود را از دست می‌دهند اما رسانه‌ها به بازتاب کشته‌شدن یک سگ می‌پردازند؛ آیا واقعاً ارزش خبری این دو رویداد قابل مقایسه است؟!  در سرزمینی که روزانه در حملات طیاره‌های بدون سرنشین امریکایی‌ جان عده ‌کثیری از انسان‌ها را به خاک‌وخون می‌کشاند اما برخی‌ها روی جسد یک سگ نوحه‌خوانی می‎‌کنند. آمار منتشر شده از سوی وزارت دفاع ایالات متحده امریکا نشان می‌دهد که طیاره‌های جنگی این کشور در جریان سال گذشته‌ی میلادی(۲۰۱۹) نزدیک به هفت‌هزار و پنج‌صد بمب بالای افغانستان استفاده کرده است. این میزان استفاده از مهمات جنگی در افغانستان در ده سال اخیر یک رکورد به حساب می‌آید. این مقدار بمب هفت‌برابر مهماتی است که امریکا در سال ۲۰۱۵ بر سر افغانستان ریخته‌است. یعنی حد اوسط روز ۲۰ بمب در افغانستان ریخته شده است. بخش بزرگی از تلفات ملکی در افغانستان ناشی از همین حملات هوایی می‌باشد.
از سوی هم اگر به گفته‌های اخیر «برایدن برایانت» سرباز اسبق ارتش نیروی هوایی ایالات متحده امریکا دقت نماییم به جنایت‌های آن‌ها بیشتر و خوبتر واقف خواهیم شد. او در اعتراف خود ارتش امریکا را بدتر از نازی‌ها می‌داند. برایانت دلیل کنار رفتن از ارتش امریکا را حادثه‌یی هولناکی که منجر به کشته‌شدن یک کودک گردیده بود بیان می‌دارد. وی موشکی شلیک می‌کند، این موشک دقیقاً به کودکی که از منزلش بیرون می‌آید، اصابت می‌کند. پس از کشته‌شدن این کودک مافوق برایانت به او می‌گوید: «یک سگ بود». زمانی که وی صحنه رویداد را دوباره تماشا می‌کند متوجه می‌شود که جان کودکی را گرفته است ولی مافوق وی هیچ اعتنایی نمی‌کند و ارزش یک کودک را معادل سگ(!) می‌پندارد. وی می‌افزاید که هر طیاره بدون سرنشین زمانی که اولین قتل خود را انجام می‌داد، پس از آن جشنی برپا می‌شد و به افتخارش پیک‌ها را بالا می‌بردند. این روایت نمونه کوچکی از بحبوحه‌یی هزارها وحشت و جنایت ارتش ایالات متحده امریکا را در افغانستان بازتاب می‌دهد. روایت دردناکی برایانت و حادثه کشته‌شدن سگ دختر هراتی هر دو تقریباً در یک هفته مطرح گردید، ولی رسانه‌ها بیشتر به قضیه کشته‌شدن یک سگ پرداختند تا این که به جنایات ارتش ایالات متحده امریکا در قبال مردم افغانستان پرداخته شود. در رویداد نخست سگی کشته می‌شود، ولی در رویداد دومی کودک را بسان سگ مورد شلیک قرار می‌دهند، و حتی پس قتل نمودن انسان‌های بی‌گناه توسط طیاره‌های بدون سرنشین سربازان ارتش امریکا پیکی بر لب می‌زنند، و جشنی برپا می‌کنند. اصلاً مقایسه این دو رویداد کار انسانی نیست، چه رسد به مقایسه نمودن  بازتاب رسانه‌یی این دو رویداد. همچنان رویدادهای زیادی وجود دارد که در تبانی به این می‌توان به صدها مورد آن اشاره نمود.
حالا پرسشی که مطرح می شود این‌ست که چرا رسانه‌ها از رویدادهای ذره‌بینی و کوچکی، رویدادهای حاد و بزرگی می‌سازند ولی برعکس، رویدادهای حاد و بزرگی که سبب گرفتن جان انسان‌ها گردیده را رویداد کوچکی ساخته و تحت عنوان مروری بر رویدادهای کوتاه از آن به گونه سَر-سَری می‎‌گذرند؟! پاسخ اینست که استعمار و چاکران آنها کوشش زیادی به خرچ می‌دهند که کاه را کوه و کوه را کاه جلوه دهند. میلیون‌ها مسلمان را به باروت بستند اما همکیشان شان را وا داشتند که روی جسد یک سگ گریه نموده و نوحه‌خوانی کنند. به اشکال متفاوتی به ارزش‌ها و مفاهیم اسلامی تاختند اما کوشش شان به طرق مختلف این بود/است که مردم را برای دفاع از آزادی‌ها و مفاهیم سرمایه‌داری سوق دهند.








 

   


   ارسال نظر