Pashto Farsi


ماموریت خلیل‌زاد برای صلح نه، بلکه برای تسلیمی طالبان می‌باشد!
02/12/2020 | سیف الله مستنیر

خبر:
مایک پمپیو، وزیر خارجه ایالات متحده روز دوشنبه سوم فبروری در یک نشست مطبوعاتی در ازبیکستان از طالبان خواست تا «شواهد واضح» را نشان دهند که آنان پیش از امضای توافق صلح با امریکا، می‌توانند خشونت‌ها در افغانستان را کاهش دهند. توافقی که به گفته‌ی پمپیو، زمینه "مذاکرات بین‌الافغانی و خروج نیروهای امریکایی را از افغانستان" مساعد می‌سازد. وی همچنین افزود؛ "ما روی پلان صلح و مصالحه کار می‌کنیم. بار قبلی هم ما به یک توافق نزدیک شده بودیم که مشترکاً دو طرف روی آن کار کرده بودند، اما طالبان نتوانستند که اراده و نیت شان را برای کاهش خشونت‌ها نشان دهند". (منبع؛ صدای امریکا)
تبصره:
امریکا از یک‌سو بر «کاهش خشونت‌ها» تاکید می‌کند و از جانب دیگر همزمان با مذاکرات صلح، بر حملات هوایی شدت بخشیده است. چنانچه از چند هفته بدینسو در شرق، شمال-شرق، جنوب و ولایات مرکزی افغانستان حملات مختلف هوایی صورت گرفته و تلفات سنگین را بر مردم ملکی وارد نموده است.  این حملات اکثراً توسط نیروهای امریکایی با همراهی نیروهای افغان صورت می‌گیرد که عکس‌العمل‌های شدید مردمی را تحریک نموده است.
امریکا در افغانستان نیت صلح ندارد، از این‌رو در تلاش است تا با تمام امکانات تحریک طالبان را مانند اتحاد شمال و حزب اسلامی حکمتیار با پروسه‌ی دموکراتیک و غربی‌سازی در افغانستان، یکجا سازد. چنانچه نیروهای امریکایی در سال ۲۰۱۹م برای تحقق این هدف در افغانستان، ۷ هزار و ۴۲۳ بمب را به بهانه‌ای حمله بر دشمن، بر سر مردم بی‌گناه ریخت، تا طالبان بر شرایط امریکا تن دهند. استعمالِ این میزان بمب، هفت برابر مهماتی است که امریکا در سال ۲۰۱۵م در افغانستان ریخته است. چنان که هواپیماهای امریکایی در سال ۲۰۱۵ به تعداد ۹۴۷ بمب و در سال ۲۰۱۸، ۷ هزار و ۳۶۲ بمب و مواد منفجره را بالای مردم بی‌گناه پرتاب نموده است. در واقع این همان دست‌آورد است که پیشاپیشِ صلح‌امریکایی برای مردم مسلمان افغانستان، تقدیم شده است.
امریکا برای رسیدن بر این هدف، بسیاری از نظام‌های مزدورِ منطقه و جهان عرب، از جمله پاکستان، اوزبکستان، قطر، امارات، سعودی و حتی ایران را بسیج نموده تا بر طالبان فشار وارد کنند که آماده‌ی پذیرش شرایط امریکا در صلح افغانستان شوند. در این میان ظاهراً دولت افغانستان از گفتگوی‌های صلح کنار نگهداشته شده، اما به احتمال زیاد به دیکته‌ی امریکا طوری موقف‌گیری می‌نماید که موقف طالبان را برای مذاکرات بین‌الافغانی، از خطوط سرخ به مراتب پایین بیاورد تا ارزش‌های دموکراتیک غربی که آن را «دست‌آوردهای نوزده ساله» عنوان می‌کنند با اندک تغییرات ظاهری، بالای طالبان تحمیل نمایند. مثال آشکار آن تاکید دولت بر آتش‌بس و تاکید طالبان بر «کاهش خشونت‌ها» و نیز اختلاف امریکا بر چگونگی تعریف هر یکی از این‌ها می‌باشد. قسمی‌که زلمی خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه امریکا برای صلح افغانستان در سفر اخیرش به کابل بیان داشت که "منتظر پاسخ روشن طالبان درباره آتش‌بس یا کاهش پایدار خشونت‌ها است."
تاکنون نزدیک به ۱۰ نشست میان دیپلمات‌های امریکا و نمایندگان طالبان صورت گرفته است، به این امیدواری که قرار بود پس از نشست‌های آخری توافق میان امریکا و طالبان به امضا برسد، اما زلمی خلیل‌زاد در سفر اخیرش به کابل پیام دیگری آورد. چنان که گفت؛ "در مذاکرات با طالبان پیشرفت قابل ملاحظه‌ی صورت نگرفته، ولی امیدواریم بتوانیم به نتیجه برسیم." این در حالیست که بعد از پایان نشست دور نهم، خلیل‌زاد در رشته توییت‌هایی خود نوشته بود؛ "ما در آستانه‌ی یک توافقی هستیم که خشونت‌ها را کاهش داده و راه را برای افغان‌ها خواهد گشود تا برای مذاکرات در مورد یک صلح باعزت و پایدار، و یک افغانستان متحد و با اقتدار که ایالات متحده، متحدانش و هیچ کشور دیگر را تهدید نکند، با هم بنشینند." از گفته‌های فوق و نیز تشدید فشار بر طالبان طوری به نظر می‌رسد که امضای توافقنامه‌ی صلح، بر اساس تقویم کمپاین انتخاباتی امریکا، توسط تویت‌های ترامپ گاهی متوقف، گاهی سرعت و گاهی هم به بهانه‌ی وجود شرایط به کندی مواجه می‌شود؛ آنچه که در گفته‌های اخیر خلیل‌زاد در کابل قابل درک است.
از حقایق و فشارهای فوق چنین بر می‌اید که این پروسه در اصل توطئه‌ی سیاسی است برای تجزیه، تضعیف و تسلیمی طالبان، تا از یک طرف امریکا طولانی‌ترین جنگ تاریخ خود را ختم اعلان نماید، و از سوی دیگر چیزی را بدست‌ آورد که در نوزده سال جنگ آن را بدست آورده نتوانست. افزون بر این حزب حاکم به رهبری ترامپ، بتواند در انتخابات 2020 آن را منحیث دستاورد استفاده نموده تا افکار عامه در امریکا و جهان را که پیرامون شکست امریکا در جنگ افغانستان، شکل‌گرفته متحول سازد. همزمان با این امریکا قصد ندارد افغانستان را ترک نماید، بل در تلاش است تا نوعیت حضوراش را متغییر سازد، تا از افغانستان منحیث نقطه‌ی ستراتژیک برای گسترش نفوذش در منطقه در برابر چین، روسیه، پاکستان و ایران به درازمدت استفاده ‌نماید. از این‌که دیدگاه سیاسی امریکا و غرب پیرامون افغانستان تغییر نکرده، از این رو علاوه بر اهمیت ستراتژیک این کشور، معادن فوق‌العاده بکر و تولیدات مواد مخدر آن از مواردی هست که بر جذابیتِ دیدگاه استعماری امریکا افزوده است. لذا امریکا همزمان با آمادگی برای خروج کامل نیروهایش از افغانستان، بر موجودیت شبکه‌های استخباراتی نیز تاکید می‌نماید.
در این میان اگر طالبان توانسته باشند منافقت امریکا درین پروسه را درک کنند، به آسانی پی خواهند برد که کفار بخصوص امریکا هویت ثابت نداشته بل دولت امریکا از نهادهای مختلف تشکیل گردیده که اگر یک نهاد پروسه را مبنی بر منافع‌اش آغاز نماید، نهاد دیگر در صورت تأمین نشدن منافع‌اش آن را زیرپا خواهد کرد. چرا که سیاست خارجی امریکا تحت صلاحیت نهادها و احزاب در حال انتقال و تغییر است. از این‌رو اگر با کسی، نهادی و حزبی که امروز صلح می‌نماید، هیچ ضمانتی وجود ندارد که فردا توسط نهاد و حزب دیگری که زمام‌امور را در اختیار می‌گیرد، به این توافقنامه متعهد بماند. مثال ساده‌ی آن را می‌توان در توافق برجام با ایران و نیز تغییرات اقلیمی پاریس و ده‌ها پیمان و توافقنامه‌ی دیگر مشاهده کرد.
سرانجام راه حل اساسی این است که به جای فردا امروز پروسه‌ی گفتگوی‌های صلح با امریکا را متوقف سازید و تا مالیدن بینی‌اش در خاکِ این مقبره‌ای امپراتوری‌ها، بر مبارزه‌ی خود ادامه دهید تا شکست امریکا در افغانستان توسط تمام جهان محسوس گردیده و این ابرقدرت مکار از سر راه تاسیس خلافت برمنهج نبوت برداشته شود. این بزرگ‌ترین عملی است که سرانجام در پای شما ختم خواهد شد. پس چه پیروزیست، پیروزی آن‌هایی‌که بزرگ‌ترین باطل و طاغوت عصر را از پا درمی‌آورند!

سیف الله مستنیر
رییس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه افغانستان


   


   ارسال نظر