Pashto Farsi


وضاحت خطوط روشن و اساسی در مورد تطبیق حدود و مبارزه با فحشا و منکرات
01/19/2020 | جمال یوسف

در روزهای اخیر، سخنان مولوی مجیب‌الرحمن انصاری مبنی بر تطبیق حدود، مبارزه با فحشا و منکرات و نصب بیلبوردها در اطراف شهر هرات، خبرساز گردیده است. در مقابل این سخنان، سیکولارها، اعضای جامعۀ مدنی و تعدادی از مقامات عالی‌رتبۀ دولتی واکنش منفی نشان داده و آن را نوعی از تحجر و عقب‌ماندگی عنوان نموده‌اند. برای روشن شدن ابعاد مختلف این قضیه، ذکر مسائل ذیل مهم و ضروری پنداشته می‌شود:
یکم) خواست تطبیق حدود، مبارزه با فحشا و منکرات و بی‌حجابی محدود به یک قشر و ولایت خاص نیست، بلکه خواست همه‌ای مردم مسلمان افغانستان می‌باشد. این خواست به وضاحت ثابت می‌سازد که تلاش‌های مکرر غرب و نوکرانش در دو دهۀ گذشته باوجود مصرف صدها میلیون دالر در عرصه‌های مختلف برای منحرف ساختن اذهان و احساسات اسلامی مردم و روی دست گرفتن برنامه‌های مختلف گمراه کننده، مبتذل و ضد اسلامی ناکام مانده و هنوز هم دیده می‌شود که مردم خواهان تطبیق اسلام اند. بناء هر زمانی‌که صدای تطبیق شریعت اسلامی از هر گوشۀ از این سرزمین مجاهدپرور بلند می‌گردد، مردم از آن حمایت می‌کنند. چون مردم افغانستان از دموکراسی خسته و سرخُورده شده و تشنه‌ی تطبیق احکام و نظام اسلامی می‌باشند. موقف‌گیری‌های اخیر علماء، سیاسیون و مردم عام مُهر تائید بر این ادعا می‌گذارد.  
دوم) بعد از بلند شدن صدای تطبیق حدود و مبارزه با فحشا، تمامی حلقات نظام اعم از مطبوعات، کمیسیون حقوق‌ بشر، ‌سفارت‌خانه‌ها، سیکولارها و فیسبوک چلوونکی‌های نظام به لرزه درآمده، علیه آن موقف گرفته و عکس‌العمل منفی نشان دادند. یک تعداد این کار را به تمسخر گرفته و تعداد دیگری آن را در مخالفت با نظام دموکراسی دانسته‌اند. عده‌یی هم خواهان عکس‌العمل شدید دولت در مقابل این مسئله گردیدند. بلی! تمام گروه‌های دموکرات، سیکولار و غرب‌زده‌ در یک صف واحد و با یک صدا علیه مبارزه با فحشا و تطبیق حدود مخالفت نشان دادند و البته بسیار به جرأت و واضح مخالفت نمودند. این موضوع نشان داد که سیکولارها با وصف همه اختلافات ذات‌البینی شان در مقابل اسلام و موضوعات اسلامی صف واحد دارند و متحدانه علیه گروه‌های اسلامی می‌ایستند. همچنان سیکولارها از فضای اخیر منحیث یک فرصت استفاده نموده و بالای ارزش‌ها و مفکوره‌های اسلامی هتاکی و بی‌حرمتی می‌کنند. سیکولارها دشمن نظام سیاسی اسلام اند. مردم مسلمان و مجاهد افغانستان نباید اجازه دهند که سیکولارهای دهن کرایی که به خواست دیگران حرف می‌زنند و نفوس شان به 0.1 درصد هم نمی‌رسد برای بیشتر از 30 میلیون مسلمان افغان تعیین تکلیف کنند و با جرأت مسئله تطبیق حجاب و حدود در اسلام را مسخره نمایند.
هر زمانی‌که مسئله اسلام و تطبیق اسلام به میان می‌آید، سیکولارها آن را تاپه "افراطیت" زده و آن را ترویج "افراط‌گرایی" عنوان می‌کنند. در حالی‌که در افغانستان اکثریت مردم مسلمان می‌باشند، ترویج اندیشه‌های سیکولاریستی و فضا ساختن دموکراسی و ارزش‌های آن افراطیت پنداشته می‌شود. چون این مفکوره‌ها در تقابل با معتقدات و ارزش‌های مردم مسلمان افغانستان قرار دارند.
سوم) یکی از بحث‌های اساسی میان مردم چگونگی تطبیق حدود و صلاحیت آن می‌باشد. نقطۀ مشترک میان طرفین این است که تطبیق حدود و جلوگیری از منکرات کار دولت است، نه اشخاص. اما واضح نشده که کدام دولت؟ دولت افغانستان خودش با اتهام فحشا روبروست. فساد و فحشا در افغانستان از سوی دولت، نهادهای بین‌المللی و نیروهای خارجی در چوکات نظام مفسد دموکراسی پیشتیبانی و ترویج می‌شود. این نهادها و نیروها با تمام امکانات کوشش می‌‌‌‌‌کنند تا جلو تطبیق احکام الله سبحانه و تعالی را بگیرند تا جوانان مسلمان از اهداف والا و مقدس اسلامی اغوا گردند. پس واضح است که در عقب ترویج فساد و فحشاء، دستگاه دولت و نهادهای بین‌المللی است. پس رجوع به دولت دموکراتیک افغانستان و توقع تطبیق حدود توسط آن که خودش متهم ردیف اول فحشا و منکرات است، یک اشتباه و خیال باطل می‌باشد.
چهارم) راه حل عملی برای تطبیق حدود این نیست که در یک منطقه کوچک توسط یک تعداد اشخاص یا گروه تطبیق گردد. بلکه این کار دولت خلافت است که حدود را در افغانستان و تمام سرزمین‌های اسلامی تطبیق کند. دولت خلافت فساد و فحشا را با نهادینه ساختن ارزش‌های اسلامی از بین برده و فضای مناسب اسلامی را به میان می‌آورد که که حجاب و سایر احکام فردی و جمعی اسلام مجال تطبیق پیدا کند. از همین جهت است که امام ابوحنیفه رحمت‌الله علیه و امام شافعی رحمت‌الله علیه، خلافت را «مادر فرض‌ها» و «سَرتاج فرض‌ها» نامیده‌اند.
تطبیق احکام جمعی اسلام که اصلا کار دولت خلافت می‌باشد، توسط یک شخص یا گروه بر علاوۀ این‌که مؤثر نبوده و تکلیف شرعی ما را بر طرف نمی‌کند، بلکه در بسا موارد تیشۀ کفار را دسته داده و آن‌ها با تمام نیروی خود بر ضد مسلمانان وارد عمل می‌گردند. در همان سرویس خبری‌یی که سخنان مولوی صاحب نشر گردید، خبر سرمایه‌گذاری هشت میلیارد دالری از بیت‌المال مردم افغانستان روی منابع سودی نیز نشر گردید. وزارت مالیه و مسئولان د افغانستان بانک به افتخار گفتند از درک این سرمایه گذاری ۱۵۰ میلیون دالر مفاد که اکثر آن سود می‌باشد، وارد خزانۀ افغانستان گردیده است. شاید مولوی صاحب بتواند در یکی دو محل در هرات با ترس و ارهاب یک تعدادی را از فحشاء مانع شود، ولی کدام قدرتی به غیر از نظام اسلام می‌تواند جلوی سود را که به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم هفتاد بار زنا با محارم در بام کعبه می‌باشد، جلوگیری کند؟
تجربه ثابت نموده که اخطارهای این چنینی و تطبیق احکام جمعی اسلام توسط گروه‌ها در چند دهه‌ی اخیر در هیچ سرزمین اسلامی نتیجه نداده، بلکه منحیث احساسات و موج‌های ضعیف و بی‌تأثیر آمده و رفته اند و در نهایت گروه‌های اسلامی خسته شده و یا به اسرع وقت توسط نظام‌های دست نشانده سرکوب گردیده‌اند. در پهلوی آن چنین یک پیام را به جهان و مردم مسلمان رسانده که گویا اسلام منحیث یک مبداء(ایدیولوژی) و یک دین کامل فاقد نظام و طریقۀ مشخص تطبیق احکام می‌باشد و هر کی به میل‌اش در هرجایی که خواست احکام اسلامی را تطبیق می‌نمایند.
همچنان مواردی را که مولوی انصاری بدان اشاره دارد یک بخشی از مشکل مردم مسلمان افغانستان است. در حالی‌که مردم با مشکلاتی از قبیل: دزدی، موادمخدر، آلودگی هوا، فساد مالی و اداری، تطبیق قوانین کفری، جنگ و ناامنی، اشغال امریکایی و امثالهم روبرو می‌باشند. رفع همه‌ای این مشکلات از توان فرد و گروه خارج بوده و در توان دولت خلافت می‌باشد.
پس بهتر نیست تا برای ریشه‌کن کردن واقعی فساد و حل مشکلات امت، علماء، اشخاص بانفوذ و گروه‌های اسلامی فکر و نیروی خود را اول‌تر از همه بالای ایجاد یک نظام اسلامی(خلافت) صرف نمایند. چون یگانه راه درست و تطبیق مؤثر احکام اسلامی موجودیت نظام اسلامی است، نه نظام دموکراتیک. زیرا در اسلام هر حکم از خود طریقۀ تطبیق به خصوص خود را دارد و طریقۀ تطبیق شریعت، توسط دولت خلافت می باشد. از آن‌جایی که در مقطع کنونی دولت خلافت وجود ندارد، این معنا را نمی‌دهد که اشخاص و گروه‌ها حدود و احکام جمعی اسلام را تطبیق کرده می‌توانند، بلکه اشخاص و گروه‌ها باید تلاش و انرژی شان را در راستای تأسیس دولت خلافت که تکلیف شرعی و از واجبات دینی هر مسلمان می‌باشد معطوف نمایند. در این راستا علماء می‌توانند نقش کلیدی و ارزندۀ را ایفاء نمایند.


   


   ارسال نظر