Pashto Farsi


سخن هفته: واقعیت تنش‌های امریکا و ایران و تأثیرات آن بالای افغانستان
01/11/2020 | مصدق سهاک

شروع ماجرا
قاسم سلیمانی، فرماندۀ نیروی قدس، سپاه پاسداران ایران در یک حمله هوایی نیروهای امریکایی در عراق کشته شد. کشته شدن وی موجی از اعتراض‌ها و نگرانی‌ها را به میان آورده و تنش‌های لفظی و دیپلوماتیک میان دو کشور افزایش یافته است. برخی‌ از تحلیل‌گران این تنش‌ها را سرآغاز جنگ جهانی سوم دانسته‌اند و تعداد دیگری به این نظر اند که این تنش‌ها تحولات جدی را در اوضاع منطقه پدید خواهد آورد.
پشت پرده‌ای تنش‌ها و کشته شدن قاسم سلیمانی
در زمان انقلاب سوریه، امریکا به مداخلۀ دولت ایران در قضایای خاورمیانه نیاز داشت تا با نقش آفرینی در منطقه اوضاع را به نفع امریکا رقم بزند. از این‌رو، دولت ایران با دست باز در امور عراق و سوریه مداخله می‌کرد. اما بعد از بقای بشارالاسد بر مسند قدرت و سرکوب شدن انقلابیون سوریه، اکنون ماموریت سیاسی و نظامی دولت آخوندی ایران در منطقه تمام شده است و امریکا دیگر نیازی به کمک این کشور ندارد. کشته شدن قاسم سلیمانی این پیام مهم را به دولت ایران مخابره می‌کند که دارودسته و ملیشه‌هایش را که تاکنون آزادانه در خاورمیانه به وحشت می‌پرداختند از عراق و سوریه به ایران بازگرداند و نقش دولت ایران محدود گردد.
لازم به ذکر است، تداوم مداخلۀ دولت ایران در قضایای منطقه باعث نارضایتی متحدین استراتیژیک امریکا می‌گردید. از این‌رو امریکا خاورمیانه را به سمت توازن منطقه‌ای حرکت می‌دهد که در آن رول ایران را در منطقه محدود ساخته و منبعد اسرائیل و عربستان سعودی نقش بیشتری در قضایای منطقه ایفاء خواهند کرد. قرار است به زودی مذاکراتی میان امریکا و ایران صورت گیرد تا نقشی ایران از نَو در منطقه تعریف گردد.
موقف ایران چه خواهد بود؟
بدون شک، دولت ایران حملات و تهدیدهای لفظی خود را علیه امریکا بالا برده و جنگ تبلیغاتی گسترده را علیه امریکا براه انداخته است. حتی رهبران ایران از یک انتقام سخت صحبت می‌کنند. در ضمن بعضی عملیات نظامی را نیز بالای مواضع نیروهای امریکایی در خاورمیانه انجام داده که در مورد تلفات آن گزارش‌هایی ضد و نقیضی وجود دارد. حتی رسانه‌ها افشا نموده‌اند که این راکت‌پراگنی‌ها در هماهنگی با امریکایی‌ها صورت گرفته ‌است. بیاد داشته باشیم که دولت ایران این جرأت را نخواهد کرد که مواضع استراتیژیک امریکا را در منطقه هدف قرار دهد و یا جاهایی را مورد هدف قرار دهد که باعث تلفات نیروهای امریکایی گردد. چون دولت ایران آن‌قدر ذلیل شده که نمی‌تواند از تسلیحات پیشرفته‌اش برای دفاع از خود استفاده کند. دولت ایران تحت نام حمایت از شیعه‌ها دست به مداخله در قضایای منطقه می‌زند؛ اما پیامد این مداخله تأمین منافع امریکا به قیمت کشته شدن مسلمان‌ها اعم از شیعه و سنی می‌باشد.
آیا جنگِ رُخ خواهد داد؟
اظهارات و موقف‌گیری‌های مقامات امریکایی و ایرانی بیانگر این است که جنگِ بوقوع نمی‌پیوندد. چنانچه مقامات ایرانی واضحاً گفته اند:«ما در پی انتقام هستیم نه جنگ.»
چون رژیم فعلی ایران در خدمت منافع امریکا قرار دارد و نیازی به جنگ احساس نمی‌شود. اما جنگ لفظی تا مدت‌ها ادامه پیدا خواهد کرد. قتل قاسم سلیمانی دشمنی امریکا و ایران را ثابت نمی‌سازد. امریکا و ایران در چهل سال گذشته در ظاهر دشمنی کرده و یکدیگر خود را شیطان بزرگ و کوچک خطاب می‌کنند؛ ولی دارای روابط پنهانی نزدیک با یکدیگر می‌باشند. حملات اخیر نیز بخاطر تأدیب دولت ایران بوده است؛ نه دشمنی و آغاز جنگ.
تاثیرات تنش‌ها بالای افغانستان
دولت ایران در اشغال افغانستان با امریکا همکار بود و بعضی از تسهیلات را نیز برای نیروهای امریکایی فراهم نموده بود. در طول سال‌های گذشته امریکا منافع و دست درازی‌های دولت ایران را در افغانستان مانع نشده. در تنش‌های اخیر امریکا و ایران کدام تهدیدی جدی را برعلیه نیروهای امریکایی در افغانستان ایجاد نخواهد کرد. هرچند نیروهای خارجی در افغانستان تدابیر امنیتی خود را در مورد تهدید احتمالی ایران بالا برده‌اند. تحلیل‌هایی مبنی بر این‌که تنش‌های ایران و امریکا باعث صدمه دیدن گفتگوهای صلح خواهد شد، به احتمال زیاد چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد. چون دولت ایران از نفوذ گستردۀ بالای طالبان برخوردار نیست تا روند گفتگوها را صدمه بزند.
درس‌ها و عبرت‌ها
در دستگاه دیپلوماسی و استخباراتی امریکا این مسئله یک امر معمول است که جاسوسان و هم‌پیمانان‌اش را بعد از اتمام نقش و ماموریت شان از بین برده و از صحنه حذف می‌نمایند. قاسم سلیمانی در چنین بازی کشته شد. فلهذا سیاسیون و نظامیانی که در خدمت منافع امریکا قرار دارند، باید بدانند که امریکا متحد و دوست دایمی ندارد. دوستی امریکا با سیاسیون و متنفذین مؤقتی بوده و برمحور حوادث سیاسی و منافع امریکا می‌چرخد. امید داشتن و تکیه بر دوستی با امریکا همانند تکیه زدن به لانه‌ی سست و لرزانِ عنکبوت است که با یک باد فرومی‌ریزد.

مصدق سهاک
عضو دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان


   


   ارسال نظر