Pashto Farsi


سخن هفته: بیایید گلوهای بریده را فریاد زنیم!
12/01/2019 | یوسف ارسلان

هر مکتب و ایدیولوژی که وعده بهشت را در زمین داده است آن را جهنمی بیش نساخته. نمی‌خواهم در مورد وعده‌ها و بهشت آرمانی کمونیزم چیزی بگویم؛ امروز این ایدیولوژی سرمایه‌داری که نظام سیاسی آن دموکراسی است بیشترین اصرار در فراهم نمودن بهشت و سعادت در دنیا را دارد.
آزادی با انواع چهارگانه آن از ارزش‌های جوهری سرمایه‌داری پنداشته می‌شود. گویا سعادت و بهشت سرمایه‌داری بدون آزادی یعنی هیچ باشد. همین‌گونه اساسی‌ترین وظیفه دموکراسی را صیانت از آزادی و تأمین امنیت و رفاه می‌دانند؛ اما امروز دیده می‌شود که سرمایه‌داری با این همه طمطراق خود به جهنمی می‌ماند که هنگام مرگ به گلوی رعیت خویش حتی قطرة از زقوم هم نمی‌چکاند. بلندترین نعره‌ دموکراسی آزادی است، اما کلان‌ترین دستاورد اش سانسور و خفه کردن گلوها. بزرگ‌ترین داعیه خود را امنیت و رفاه می‌داند اما بارزترین دستاورد اش ترور و بریدن حنجره‌هاست.
دموکراسی دقیقاً با همین شعار وارد افغانستان شد و با دو دهه حاکمیت خویش وحشت، فساد، ترور، فریب، سرکوب و سانسور را نهادینه ساخت. برای جامعه گفتند که رسانه‌ها رکن چهارم نظام ما و ممثل آزادی بیان است، اما پالیسی همین رسانه‌ها از سفارت‌خانه‌ها صادر می‌شد. می‌گفتند شما حق دارید فکر تان را فریاد زنید اما در بین تجمعات معترض به انتحار می‌پرداختند؛ کسانی را تطمیع و کسانی را سرکوب و زندانی می‌ساختند.
در تسلسل حملات و تهدیدهای گروه‌ها و افرادی‌که بزرگ‌ترین داشته‌های آنها قلم و زبان شان بود در می‌یابی که آزادی بیان صرف برای کسانی‌ست که باطل می‌گویند، باطل را می‌پسندند و مردم را بسوی باطل فرا می‌خوانند. بلی، افراد و نهادهای که مردم را به فحشا و فساد فرا می‌خوانند مصئون و آزاد اند. برعکس، کسانیکه اندیشه و منافع نظام‌های حاکم را تهدید نموده و چلنج ‌نمایند، علیه ظلم، استعمار، فحشا و فساد موقف بگیرند آنها باید حذف شوند؛ چه این حذف آنها تحریم آنها باشد یا هم به بند کشیدن و حتی ترور و حذف فیزیکی این حق‌گویان و حق‌طلبان. وحید مژده از مثال‌های بارز این موضوع است. او به جز از قلم و زبان چیزی با خود نداشت اما نظام‌های باطل و باطل‌پرستان او را تحمل نتوانستند و حتی تحمل و پاس‌داری داعیه‌های را که دیگران را بسوی آن فرا می‌خواندند. چه پست نظامی و چه ناسپاس افرادی!
تنها این مورد نیست؛ با پا گذاشتن پاهای منحوس دموکراسی به این سرزمین با داعیه سعادت و بهشت دنیوی خویش، نه تنها سیاسیون و گروه‌های فکری – سیاسی دارای مصئونیت نبودند برعلاوه بیش از یک میلیون انسان این سرزمین را قربانی کردند و به هزارها متنفذ، بزرگ قومی و عالم دینی با شمشیر دموکراتیک خویش ترور و سلاخی نمودند.
پس ای مسلمانان و ای اهل خرد! امروز که حاکمیت کفری، مزدور و ظالم افغانستان به شکل بسیار بی‌شرمانه و جسورانه گلوهای حق را در ملاء عام می‌بُرد بیایید و این گلوهای بریده‌شده را فریاد زنید! برخیزید و مکلفیت شرعی خویش را ادا سازید! با ساتور حق به گردن باطل بکوبید تا باطل سرنگون شده و حق اعلام موجودیت و حاکمیت کند.



   


   ارسال نظر