Pashto Farsi


این نوشته را مادران بخوانند!
11/14/2019 | مصدق سهاک

می‌گویند فرزند مانند گُل است. این مادر است که نقش اساسی را همانند باغبان در پرورش گُل [فرزند] ایفاء می‌کند. در مسیری که مادر فرزندش را تشویق می‌کند، تأثیر فراوانی بالای شخصیت فرزند دارد. به همین جهت است که مادران تکلیف بزرگ تربیت نسل‌های آیندۀ جامعه را بر دوش دارند. در نوشته‌ی کنونی تلاش داریم تا مثال‌های عملی از شخصیت‌های بزرگ اسلام بیاوریم که چگونه مادران شان آنان را تربیه نمودند و قافله‌سالار اسلام شدند.

***

بنیان‌گذار مذهب مالکی، امام مالک رحمه الله علیه در کودکی آرزو داشت که یک آواز خوان شود. اما مادرش راهی را برای وی گشود و علایقش را طوری جهت داد که وی اسلام را عزیز بدارد. مادر امام مالک رحمه الله علیه برایش لباس‌های علمای مشهور آن زمان را می‌خرید. وقتی امام مالک رحمه الله علیه این لباس‌ها را می‌پوشید مادرش از وی سوال‌های سادۀ می‌پرسید: نماز ظهر چند رکعت است؟ فرایض وضو کدام‌ها اند؟ vسوره فاتحه را قرائت کن. امام مالک رحمه الله علیه از این کار مادرش انگیزه می‌گرفت و در نهایت به یکی از علمای برجسته‌ی زمانش مبدل گردید و بنیان‌گذار یکی از مذاهب بزرگ فقهی در جهان اسلام شد. فراموش نکنیم که تلاش‌های پیگیر و دعاهای مادرش این کار را ممکن ساخت.

***

امام شافعی رحمه الله علیه در یک خانواده‌ای فقیر در فلسطین به دنیا آمد. مدت کمی بعد از تولد شافعی، پدرش وفات کرد. مادرش سرپرستی او را به عهده گرفت و وی را برای آموختن علم به مکه آورد. برای این‌که امام شافعی رحمه الله علیه عربی کلاسیک ـ که زبان فهم قرآن و سنت است ـ را یاد بگیرد چندین سال در میان قبیله بنی هذیل سپری نمود. در این مدت همواره مادرش وی را انگیزه می‌داد و تشویق می‌کرد. در نهایت به اثر تلاش‌ها و فداکاری‌های مادرش، امام شافعی رحمه الله علیه به یکی از مجتهدین مشهور زمانش مبدل گردید و بنیان‌گذار علم اصول لقب گرفت. تألیفات وی صفحه‌ی جدیدی را در تاریخ اسلام و جمع آوری حدیث رقم زد. مذهب شافعی امروز صدها میلیون پیرو دارد.

***

امام بخاری رحمه الله علیه در کودکی بینایی چشمانش را از دست داد. مادرش هر شب دعا می‌کرد تا پسرش بینایی‌اش را بازیابد و به اسلام خدمت کند. الله سبحانه و تعالی دعای مادرش را قبول کرد و امام بخاری رحمه الله علیه دوباره بینا شد. در یازده سالگی زمانی که نابینا بود نزد استادان بزرگ آن زمان علم حدیث می‌آموخت. در این هنگام مادرش توجهی زیادی به وی معطوف می‌نمود. مادرش شبانه احادیث را برایش می‌خواند تا آن را حفظ کند. امام بخاری رحمه الله علیه در اثر کوشش‌های مادرش به یکی از علمای بزرگ جهان اسلام مبدل شد. وی هزاران کیلومتر سفر کرد تا احادیث رسول الله را جمع آوری کند. کتاب مشهور وی «صحیح بخاری» است که یکی از ارزش‌مندترین کتاب در عرصه حدیث است.

***

‌ «خنساء» چهار فرزند جوان داشت. فرزندانش را به استقامت و پایداری در مقابل دشمن تشویق و ترغیب می‌کرد. زمانی‌که ندای جهاد در جنگ قادسیه علیه امپراتوری فارس به صدا درآمد فرزندانش را به خط مقدم جهاد فرستاد. در جنگ قادسیه هر چهار فرزند «خنساء» جام شهادت نوشیدند. وقتی اجساد چهار فرزند جوانش را که با خاک و خون عجین شده بودند نزد وی آوردند، برای آن‌ها فریادی نمی‌زند و اشکی نمی‌ریزد، بلکه سپاس و شکر الله سبحانه و تعالی را اداء‌ می‌کند به این‌که او را توفیق و افتخار این را بخشید که فرزندان جوانش در راه اسلام جام شهادت نوشیدند.

***

هما خاتون، مادر سلطان محمد فاتح پسرش را هر روز بعد از نماز صبح به نزدیک دریا می‌بُرد و برایش می‌گفت آن‌سُوی دریا زیر اشغال است و یک روز انشاءالله تو آن سرزمین را فتح خواهی کرد.
آن‌سُوی دریا شهر قسطنطنیه بود. در آن زمان قسطنطنیه یکی از مورد منازعه‌ترین شهرهای جهان بود. امپراتوری‌ها و قدرت‌های بزرگ جهان درصدد تصرف آن بودند. پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد فتح این شهر فرموده بود:« بدون شک قسطنطنیه فتح خواهد شد، چه نیکو امیری است آن امیر و چه نیکو سپاهی است آن سپاه».
با توجه به این حدیث شریف تمامی خلفاء و حُکام اسلامی یکی پس از دیگری بسیار کوشیدند فتح قسطنطنیه به‌دست آن‌ها رقم بخورد تا تعریف وتمجید پیامبر صلی الله علیه وسلم شامل حال آنان گردد، ولی این پیروزی نصیب هیچ‌کدام آن‌ها نگشت. سلطان محمد فتح از همان آغاز و شروع کار هوش و فکرش را متوجه فتح این شهر استراتژیک کرد. مشکلات، توطئه‌ها و افراد زیادی خواستند تا او را از این آرزو منصرف کنند اما وی با تأثیرپذیری از تعالیم مادرش می‌گفت: «یا من قسطنطنیه را تصاحب می‌کنم یا او مرا».
بالاخره در سال 1453 میلادی سطان محمد فاتح قسطنطنیه را فتح کرد و پیش‌گُویی رسول الله صلی الله علیه وسلم و رؤیاهای مادرش را تحقق بخشید. سلطان محمد فاتح نام شهر قسطنطنیه را به «اسلامبول» (شهر اسلام) تغییر داد و این شهر به مدت پنج‌صد سال پایتخت خلافت عثمانی بود.

***

دعا، تشویق‌، حمایت و فداکاری مادر یکی از با ارزش‌ترین نعماتی است که یک طفل دارد. در زمانی‌که ارزش‌ها و افکار اسلام برجامعه حکمرانی می‌کرد ما چنین مادران فداکار داشتیم، احساس و عواطف آن‌ها کاملاً متفاوت از مادران امروزی بود. آنان به فرزندان شان هدف زندگی را می‌آموختند. آنان را به دعوت و جهاد تشویق می‌کردند و خدمت‌گذار اسلام تربیه می‌نمودند. تشویش شان این بود که مبادا فرزندان شان خلاف اسلام رفتار کنند.
متأسفانه مادران عصر حاضر همّ و غمّ شان در باره فرزندان شان بر مبنای معیارهای غربی سرمایه‌داری است نه اسلام. تشویش امروزی یک مادر لاغری و چاقی فرزندش است. نگران است که فرزندش کالای مُد روز ندارد و در مقایسه با سایر اطفال وسایل بازی‌اش کمتر است. وقتی طفلش را به مکتب می‌فرستد و در بکس‌اش نان می‌گذارد برایش می‌گوید: «هوش کن نانت را به کسی دیگر نتی!». مادر امروز کوشش دارد تا فرزندش در رشتۀ تحصیل کند که عاید زیاد داشته باشد.
در نتیجه‌یی عدم توجه درست و اسلامی مادران به فرزندان شان، نسل کنونی بی‌جرأت، متکبر، بخیل، حسود، غلام و غرب پرور ببار آمده است. نسلی که اسلام را جدی نمی‌گیرد، چون مادران شان آنان را برمعیار اسلام تربیه نکردند.
سوال اساسی این است که شما منحیث یک مادر فرزند تان را در کدام راه آموزش می‌دهید؟ تشویش‌های شما در قبال آیندۀ پسر و دختر تان چیست؟ چه کسی الگوی فرزند شماست؟
استدعا داریم که الله سبحانه و تعالی مادران ما را توفیق بخشد که نسلی را تربیه کنند که اسلام را عزیز بدارند و برای برپایی دولت و حاکمیت اسلام تلاش نمایند.


   


   ارسال نظر