Pashto Farsi


هفتم اکتوبر؛ هجده سال تجاوز و وحشت
10/07/2019 | سروش سیحون

شب 7 اکتوبر 2001 میلادی، زمانی‌که افغان‌ها در دل سکوت شب به خواب رفته بودند؛ در آن‌سوی دنیا که آفتاب می‌تابید و روشنایی روز بود، جورج بوش پسر فرمان جنگ و اشغال افغانستان را صادر کرد. این شب تاریک در افغانستان دیگر روشنایی روز را ندید و با گذشت 19 سال از آن وضعیت افغانستان به سوی تاریکی می‌رود.
آغاز اشغال افغانستان از سوی بسیاری‌ها به فال نیک گرفته شد. افکار و احساسات عمومی برپایه استقبال از این وضعیت شکل گرفت. مردم و جامعه، جامه بدل نموده سرود مدرنیته شدن را سَر دادند. دموکراسی، جامعه مدنی، حقوق زن، آزادی بیان نقل هر مجلس بود. فضا به یک آرامش بدل شده بود، مانند هر آرامشِ قبل از یک طوفان مهیب. امیدها و خیالات پاریس و توکیو شدن افغانستان اذهان را پُر کرده بود.
این‌جا که کنفرانس بُن از راه رسید و دولتی شکل گرفت که هم و غم اش تطبیق پالیسی امریکا بود. آنچه که در ۱۸ سال از اکتوبر 2001 م. تا اکتوبر 2019م. کشور و مردم را به فاجعه کشاند، بدتر شدن اوضاع امنیتی، عدم تسلط دولت بر کشور، قانون اساسی متناقض و متغیر با عقاید مردم، فقر، معتادین، بیکاری و ده ها مورد دیگر است.
امریکا به بهانه از بین بردن لانه‌های تروریزم از افغانستان، کشور را اشغال کرد؛ اما حالا پس از ۱۸ سال به اساس ادعای خود امریکایی‌ها  21 گروه تروریستی در افغانستان فعال اند. 50 درصد خاک کشور نزد مخالفین دولت است و 70 درصد جغرافیای افغانستان ناامن می‌باشد. در حالی‌که امریکا در ۱۸ سال گذشته در عملیات‌های شبانه و روزانه هزاران جوان، زن و کودک را به شهادت رسانیده‌اند. با شکستاندن حریم خانه در دل شب به تلاشی زنان پرداخته، عزت و وقار مردم را زیر پا کردند. با آتش زدن قرآن کریم و بی‌حرمتی به کلمه، ارزش‌های اسلامی را به تمسخر گرفتند. با ایجاد زندان‌های متعدد، مخوف و مخفی هزاران تن را به بند انداختند و انواع شکنجه‌های غیر انسانی را بر آن‌ها وارد ساختند. در مقابل امریکا هر نوع اعتراض، ایستادگی و مبارزه فکری، سیاسی و نظامی بر علیه جنایات ظالمانه‌اش را تاپه تروریزم زده و اعتراض کنندگان را در لیست سیاه و سفید خود جای می‌دهد. هر حرکتی که با احساسات و ارزش‌های اسلامی شکل می‌گرفت را محکوم به هراس افگنان نموده و جنایات خود را توجیه نمودند. دولت افغانستان تنها کاری که انجام می‌داد اعلامیه‌های از قبل نوشته شده را برای محکومیت این رویدادها پخش می‌کرد.
قانون اساسی و دولت متمرکز از شعار های ۱۸ سال قبل است؛ اما پس از ۱۸ سال قانون اساسی که از همان ابتدا در تناقض با اسلام و عقاید مردم و مبنی بر قوانین غربی ساخته شد، تطبیق نگردید. هرچند مفاد زیادی قانون اساسی صراحتاً با عقاید مردم افغانستان نا سازگار است، اما توسط عده‌یی بر مردم تحمیل شد که حتی همین قانون خلاف اسلام هم از سوی دولت مردان نقض گردید؛ چون واقعیت‌هایی اتفاق افتاد که منافع امریکا رعایت می گردید، رعایت منافع امریکا منجر به نقض قوانین اساسی گردید؛ مانند به میان آمدن حکومت وحدت ملی، به درازا کشیده شدن مدت پارلمان و دها موارد دیگر.
دولت جمهوری که بر مبنای فکری مونتسکیو و فرانس بیکن استوار است در قانون اساسی تسجیل یافت. پسوند اسلامی یگانه موردی بود که از سوی رهبران جهادی و اسلامی به آن اضافه گردید. به جز آن همه در محور مفاهیم غرب استوار است. روند زندگی مردم پس از ۱۸ سال گویای صریح تاثیر دولت جمهوری و قانون اساسی است.
بازگشت صدها هزار مهاجر از مواردی بود که صورت می گرفت، اما هزاران تن دیگر با فرار از وضعیت بد امنیتی و فقر زندگی راهی کشورهای خارجی شدند که صدها تن آنها غرق ابحار گردیده و بسیاری شان مورد تجاوز قرار گرفتند.
تولید و قاچاق مواد مخدر در اولویت نابودی قرار داشت، نه تنها اینکه نابود شد؛ بلکه در حدود 4 میلیون معتاد تقدیم جامعه گردید و افغانستان هنوز در صدر جدول تولید کنندگان مواد مخدر قرار دارد.
آمار سرسام آور بیکاری و افزایش 56 درصدی فقر از نتایج حاکمیت ۱۸ ساله است که رنج آن را مردم می کشند. پیدایش انواع امراض به دلیل استعمال بمب‌ها و راکت از پیامدهای سال‌های اخیر است. کشت و زراعت با توزیع تخم‌های اصلاح شده به فساد کشانده شده، استعمال انواع داروهای کیمیاوی به حبوبات و میوه جات کیفیت حاصلات را از بین برده است.
وارد شدن انواع مواد خوراکی و نوشابه‌های گازدار، صحت مردم را به چالش کشیده، استفاده ادویه جات به شیوع وتکثر امراض افزود. مردم در ده‌ها سال قبل از اشغال با نام‌های امراض همچون شکر، چربی خون، زردی سیاه، تکلیف روانی آشنا نبودند. پیش از اشغال در هیچ زمانی مردم به این اندازه که حال معتاد به ادویه شدند، ادویه استفاده نمی‌کردند. گراف امراض بلند رفته و در مقابل کاروبار کلینک‌ها و ادویه فروشی‌ها بالا گرفته است و افغانستان در تاریخ اش به این اندازه مریض شاهد نبوده است.
 آیا وقت آن نرسیده تا با به این فجایع نقطه‌ی پایان بگذاریم و به آغوش حیات بخش اسلام پناه ببریم که با ارزش‌های ناب اش زندگی ما را نوازش داده و مردم را به مبارزه فکری، سیاسی علیه نظم موجود می‌طلبد؟ 


   


   ارسال نظر