Pashto Farsi


سخن هفته: تشت رسوایی دموکراسی و جمهوریت در انتخابات دموکراتیک افغانستان از بام افتاد!
10/06/2019 | مسلم بغلانی

انتخابات ریاست جمهوری افغانستان بتاریخ ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۹م در حالی برگزار گردید که مردم افغانستان اعتماد خود را نسبت به پروسه‌های دموکراتیک از دست داد‌ه‌اند. زیرا تقلب سیستیماتیک و مهندسی‌شده از سوی کاندیدان در انتخابات‌های ۲۰۰۴،‌ ۲۰۰۹، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ برای همه افغان‌ها بکلی برملا شده است که تقلب جزء لاینفک انتخابات دموکراتیک است.‌ از این‌رو اشتراک ناچیز رأی دهندگان در انتخابات ۲۰۱۹م از بهر ملحوظات قومی،‌ منافع شخصی و نیز وعده‌ها(دروغ‌های) فریبنده کاندیدان بوده است،‌ نه از روی اعتماد بر جمهوریت ویا پروسه‌های دموکراتیک.
چنان‌چه غرب در اوایل برای این‌که مردم افغانستان را با دموکراسی آشنا بسازند، طوری به آنان اذعان می‌کردکه اصل دموکراسی در اسلام است. و با روش‌های مختلف حتی از طریق منابر مساجد خواستند تا افکار عامه را نسبت به ارزش‌های دموکراتیک باورمند بسازند، اما چهره پلید دموکراسی در طی ۱۸ سال برای همه افغان‌ها طوری افشاء گردیده است که امروز اکثریت افغان‌ها از دموکراسی جزء فساد، فحشا، تقلب، خودکامگی، استثمار و استعمار تصویر دیگری ندارند.
در واقع انتخابات دموکراتیک، دموکراسی، جمهوریت و در کُل نظم دولت ـ ملت با عقاید و فرهنگ مسلمانان افغانستان در تناقص قرار داشته، و هیچ‌گاهی در این سرزمین ریشه و مشروعیت پیدا نخواهد کرد. چنان‌چه براساس آمار نیویارک‌تایمز، میزان مشارکت افغان‌ها در انتخابات دموکراتیک سیر نزولی را پیموده است؛ طوری‌که در سال ۲۰۰۴م میزان مشارکت افغان‌ها در انتخابات ریاست جمهوری به ۸۴ درصد رسیده بود. و در سال ۲۰۰۹م میزان مشارکت آنان به ۳۹ درصد کاهش پیدا کرد. این رقم در سال ۲۰۱۴م به ۳۵ درصد نزول می‌کند. تا این‌که در آخرین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال ۲۰۱۹م میزان مشارکت افغان‌ها به ۲۰ درصد رسید. آمار فوق به این دلالت می‌کند که مردم افغانستان ماهیت زشت جموریت و دموکراسی را تا حدی در حدود ۱۸ سال شناختند و با مشارکت ناچیز خویش در انتخابات ۲۰۱۹ بیزاری و بی‌اعتمادی خویش را نسبت به نظام فاسد کنونی جمهوریت و دموکراسی تحت رهبری حکام خاین و دروغ‌گو ابراز کردند.
از طرف دیگر انتخابات ریاست جمهوری پیوند ناگسستنی با پروسه صلح نیز دارد، بناء نتایج نهایی انتخابات علی‌الرغم تقلب گسترده و عدم شفافیت، با بُن‌بست جدی سیاسی روبرو است. زیرا برای امریکاییان از سرگیری گفت‌وگوهای صلح با طالبان هنوز هم نسبت به تعیین برنده انتخابات ریاست جمهوری افغانستان اولویت دارد. و برای آنان فرقی نمی‌کند که چهره‌ها عوض گردد ویا پابرجا بماند، ویا این‌که تا چه زمانی افغانستان با بی‌ثباتی سیاسی دست‌وپنجه نرم خواهد کرد.
اما این مسئله برای همه افغان‌ها واضحاً آفتابی شده است که کسی به کرسی ریاست جمهوری افغانستان تکیه خواهد زد که بی‌مهابا آجندای امریکا، مخصوصاً پروسه صلح با طالبان را در اولویت کاری خود قرار دهد و به پذیرش هرگونه نقش و سیاست که از سوی امریکا برای وی دیکته می‌گردد، آماده باشد. تا در صورت انجام توافق صلح با طالبان،‌ بدون چون‌وچرا کرسی ریاست جمهوری را واگذار نموده و قدرت سیاسی را در میان جناح‌های مختلف تقسیم نماید. بناء در شرایط فعلی منافع امریکا ایجاب می‌کند که وضعیت سیاسی افغانستان متزلزل و شکننده باشد تا پلان‌های دست‌داشته خود را به صورت بهتر عملی نماید.
در آخر می‌توان گفت که دموکراسی و سرمایه‌داری نیز مانند سایر ایدیولوژی‌ها به تدریج در حال افتیدن به زباله‌دانی تاریخ می‌باشد. زیرا در این اواخر تعدادی زیادی از غربی‌ها بی‌باکانه بر افول و شکست نظام سرمایه‌داری اعتراف می‌کنند. چنان‌چه در تازه‌ترین مورد، مارک بینی‌آف، مالک مجله‌تایمز و یکی از میلیاردرهای امریکایی گفته است که، «سرمایه‌داری به مرگ مطلق محکوم شده و باید بدیلی برای آن جستجو گردد». بناء برای شکست بن‌بست سیاسی افغانستان لازم است به راه‌حل‌های اسلامی که ریشه در عقیده مسلمانان دارد، چنگ بزنیم. و این امر متحقق نمی‌شود، جز با تأسیس خلافت راشده توسط مبارزه فکری و سیاسی. بناء برای جاگزین‌سازی شریعت اسلامی و انهدام نظام‌های فرسوده فعلی با حزب التحریر – بزرگترین قیادت فکری و سیاسی – همکاری نموده تا در راستای بیداری امت سهم خویش را نیز ادا کرده باشید.


   


   ارسال نظر