Pashto Farsi


انتخابات قُلابی؛ چرا جمهوریت مشکل مردم افغانستان را حل نمی‌تواند؟
09/26/2019 | احمدصدیق احمدی

هجده سال از حاکمیتِ نظام جمهوریت در افغانستان می‎گذرد، اما بحران چنان است که گویی آرامش دایمی مردم هر لحظه در لبه‌ی پرتگاه قرار دارد. پس از سقوط امارت اسلامی طالبان، افغانستان سه‌دور انتخابات ریاست‌جمهوری را پشت سر گذشتاند، در سه انتخابات گذشته علاوه بر تقلبات گسترده، سایه‌ای اشغال و نقشِ امریکا در تعیین سرنوشت‌سیاسی چنان بود که هیچ‌کس از آن انکار کرده نمی‌تواند.
در این میان اما انتخابات ریاست‌جمهوری قبلی از سیاه‌ترین انتخاباتی بود که بدون در نظر گرفتن رأی مردم و حتا برخلاف قانون اساسی، وزیر امور خارجه‌ی امریکا علاوه بر رئیس‌جمهور، رئیس اجرائیه را در کنار آن برای حکومت‌کردنِ پر از بحران انتخاب نمود. برعکس اگر چنین نمی‌شد، برمبنای موجودیت بحران گویی که افغانستان در لبه‌ی پرتگاه قرار گرفته بود. انتخابات کنونی هم باوجود سپری شدن دو دهه جمهوریت، حال و هوای بحرانی را در خود دارد. چنان‌چه برخی از رهبران سیاسی از همین اکنون برگزاری انتخابات و نپذیرفتن نتایج پر از تقلب را بحران خطرناک پیشبینی کرده‌اند. آن‌ها زمینه‌سازی تقلب و عدم حضور گسترده‌ی مردم در انتخابات گذشته را نشان از وجود بحران آینده عنوان می‌کنند.  
اگر دو دهه تطبیق جمهوریت را «انتخاباتِ پر از تقلب» و «مداخله و نفوذ خارجی‌ها» به ویژه امریکاییان خلاصه کنیم، جمهوریت ابعاد خطرناکِ دیگری هم دارد که آینده‌ی افغانستان را به شکننده‌ترین وضعیت روبرو ساخته است. چنان‌چه استراتیژی نظامی و جنگی امریکا در افغانستان به بن‌بست و سرانجام به ناکامی انجامیده است. این به معنای تداوم جنگ و بحران است که در چند مورد می‌توان آن را خلاصه کرد:
بر اساس آمار وزارت دفاع امریکا از آغاز حمله‌ی امریکا در سال 2001 تا کنون(2019) مصارف نظامی امریکا در افغانستان به 760 میلیارد دالر رسیده است، اما جنگ و بحران خطرناک‌تر از گذشته تاکنون پابرجاست. سناتور «جیف میرکلی» از حزب دموکرات در یک بررسی کمیته‌ی روابط خارجی مجلس سنای امریکا با انتقاد از وضعیت افغانستان گفت: "برنامه‌ی کشانیدن طالبان به میز مذاکره از طریق اعمال زُور، یک آرزوی غیر واقعبینانه است. چرا طالبان به یک توافق سیاسی موافقت کنند؟ آن‌ها حالا از سال 2001 بدین سو از هر زمان دیگر مناطق زیادی را تحت کنترول دارند."
علاوه بر این هزاران نیروی نظامی و غیر نظامی افغان در این جنگ کشته و یا هم زخمی شده‌اند. این بازی همچنان ادامه دارد، چنان‌چه رئیس‌جمهور اشرف غنی در یک نشست خود آشکارا بیان داشت: "از آغاز ریاست‌جمهوری‌ام در سال 2014 تاکنون بیش از 45 هزار تن از نیروهای امنیتی کشته شده‌اند." این آمارِ تکان‌دهنده‌ای است که رئیس‌جمهور خود به آن اعتراف می‌کند.
دو روز قبل مرکز «فرماندهی عمومی و اداره‌ی حالات عاجل» وزارت صحت عامه افغانستان اعلام کرد که از هفتم ماه میزان سال گذشته تا اول ماه میزان سال روان(1398)، بیش از هژده هزار تن کشته و یا هم زخمی شده‌اند. بر بنیاد گزارش سازمان ملل متحد آمار تولید مواد مخدر افغانستان، در مقایسه با سال 2001 -یعنی قبل از حمله‌ی امریکا بر افغانستان- چندین برابر افزایش یافته است. همچنان بر اساس گزارش وزارت صحت عامه و اداره‌ی بین‌المللی مبارزه با مواد مخدر و اجرای قانون امریکا، شمار افراد معتاد در افغانستان به «سه میلیون» تن رسیده است. در این میان 7 درصد آن را زنان و 30 درصد آن را اطفال تشکیل می‌دهند. آنچه که قبل از حمله‌ی امریکا بر افغانستان پیشینه نداشت.
سال قبل «سید حسین عالمی بلخی» وزیر امور مهاجرین اعلام کرد، باوجود این‌که در 17 سال گذشته «هشت میلیون» مهاجر به افغانستان برگشته است، هنوز هم «شش‌ میلیون» مهاجر افغان در کشورهای مختلف بسر می‌برند. آمار «اداره‌ی مرکزی افغانستان» نشان می‌دهد که "بیش از 54 درصد مردم افغانستان زیر خط فقر قرار دارند." «مصطفی مستور» وزیر افتصاد، در پیوند به این گزارش بیان داشت: "معنای آن این است که بیشتر از نصف جمعیت افغانستان ماه‌هانه کمتر از 2 هزار و 60 افغانی درآمد دارند."
در پهلوی این‌ها جنگ و ناامنی روزتاروز افزایش یافته تا جایی که کابل پایتخت از این رهگذر در امن نیست. در ولایات همچنان خونین‌ترین وضعیت جاریست. چنان‌چه با شدت گرفتن جنگ و ناامنی در سه هفته‌ی گذشته در نقاط مختلف به اثر مسدود شدن شاهراه‌ها و راه‌های واصلاتی برخی از ولسوالی‌ها مشکلات زیادی برای مردم بوجود آمده که در نتیجه‌ی آن شمارِ از بزرگان قومی ولایات مرکزی، مانند: میدان وردک، غزنی، غور و دایکندی به کابل آمدند تا صدای اعتراض‌شان را به گوش حکومت برسانند. در شمال اما نزدیک به یک هفته راه‌های مواصلاتی ولایاتِ بلخ، بغلان، کندز، تخار و بدخشان به روی رفت و آمد مردم از اثر جنگ و ناامنی مسدود شده بود.
آیا انتخابات قُلابی و تداوم جمهوریت بهتر از این چیزی برای گفتن و عمل‌کردن دارد که برای مردم آفتابی سازد؟ در برابر آن نمی‌شود امارت طالبانی را به عنوان راه حل پیشکش نمود، زیرا امارت طالبان در گذشته نتوانست و در حال حاضر هم نمی‌تواند نمونه‌ی از نظام اسلامی و راه حل بوده‌باشد. زیرا نظام اسلام الگوی از نظام سیاسی است که سایر نظام‌های ملی، قومی، زبانی و ایدیولوژیک از جمله نظام سرمایه‌داری را با تمام ساز و برگ‌اش چلنج نموده و مشکل مسلمانان را در چارچوب نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قضایی و معارف مدیریت و رهبری می‌نماید.
آیا گاهی تصور این را کرده‌اید که چنین حزب و یا گروهی وجود دارد که بتواند در مسایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قضایی و تعلیم و تربیه راه حلی برای بحران کنونی افغانستان و جهان اسلام داشته‌باشد؟ حزب‌التحریر به همه‌ی این‌ها راه حل دارد، و به همین هدف در میان امت و از جمله در میان بسیاری از نخبه‌گان افغانستان چنین چیزهای را به جزئیات مطرح نموده است. پس چرا بجای نسخه‌های فرسوده، تکراری و بحران‌آفرین یک‌‎بار هم که شده به این حزب و راه‌کارهای آن سر زده نشود؟


   


   ارسال نظر