Pashto Farsi


جمهوریت یا امارت؟
09/02/2019 | خالد مشعل

معرفی، تفاوت، مشابهت و...
به هر اندازه که در روزهای اخیر به نهایی شدن گفت و گوهای صلح میان نمایندگان طالبان و امریکایی ها و توافق میان این دو جناح نزدیک شده میرویم، بحث های داغ چی در افغانستان و چی در بیرون از افغانستان در مورد نظام بهتر برای افغانستان جریان دارد: امارت یا جمهوریت؟ رییس جمهور غنی بار بار میگوید که با جمهوریت معامله نمی کند و آن خط سرخ  وی است.
جمهوریت
اصطلاح جمهوریت از کلمه لاتین "res publica" مشتق شده که به معنی "اموال عامه یا امور عامه" میباشد. جمهورت و نظام جمهورِی در تاریخ و فلسفه سیاسی یونان قدیم و روم قبل از میلاد ریشه دارد. فیلسوف یونانِ افلاطون در کتاب "جمهوریت" به تفصیل در مورد این نظام بحث نموده است. همینطور ارسطو فیلسوف دیگر یونانی نیز در این مورد در کتاب "سیاست" بحث های کافی داشته است. در روم قدیم برای اولین بار در سال 509 ق.م نظام جمهوری بمیان آمد که بعد از مدت اندک سرنگون شد.  
در اروپا جمهوریت به شکل نوینش بعد از قرون وسطی توسط ماکیاولی در قرن 16 میلادی در شهر فلورانس ایتالیا بمیان آمد و این فیلسوف سیاسی از مفکرین سرشناس جمهوریت میباشد. در پهلو وی مونتسکو و ژان ژاک روسو نیز به مانند وی از بنیانگذاران جمهوریت به شمار میایند. از قرن 16 میلادی الی امروز نظام جمهوریت به اشکال مختلف در غرب و بقیه جهان تطبیق میگردد.
بعضی از ویژگیهای مهم جمهوریت قرار ذیل اند: جدایی دولت/سیاست از دین، حاکمیت مطلق بشر و انحصار دین در کلیسا/مسجد، حق و باطل برویت عقل بشری/قانون تعین میگردد...
امارت: ریشه لغوی آن از کلمه عربی "اماره" میباشد که به معنی های ذیل امده است: رییس/امیر شدن، حاکم، ساحه مشخص حاکمیت، کسیکه صلاحیت امر و نهی را دارد و به دیگران امر و نهی میکند. یک لفظ عام است که اگر تخصیص به آن اضافه نگردد، پس به معنی ریاست استفاده میگردد. مانند امیر سفر، امیر جهاد، امیر خانواده، امیر یک دلگی و حتی امیر المومنین (خلیفه) و...
در اصطلاح برای نظام امارات تا فعلا کدام تعریف و تشریح مشخص و دقیق نیست. در این مورد منابع و کتب مختلف را بشمول منابع طالبان خواندم، مگر کدام تعریف و چهارچوب مشخص را در این مورد دریافت نکردم.
نظام های امارتی تا یک حد تاریخ دارد – در زمان حاکمیت اسلامی به خصوص زمان عباسیان و عثمانیان، امارت به حکومت های محلی و کوچک گفته میشد که با خلافت بیعت میداشت و در امور داخلی خویش به نوع مختار بودند. بطور مثال میتوان از امارت اندلس یادآوری کرد.
امروز هم ما با انواع گوناگون امارت‌ها روبرو هستیم. امارت مراکش (المغرب)در افریقا، امارات متحده عرب و نظام امارتی – سلطنتی قطر در جهان عرب، امارت سابقه طالبان در افغانستان، امارت اسلامی در دره سوات پاکستان و غیره. مگر اگر به تمام انواع معاصر آن توجه کنیم، هیچ یکی نه در اصول و نه در فروعات مشابهت ندارند و به تمام معنی مشابه نیستند.
اگر امارت اسلامی دره سوات را با امارت اسلامی طالبان مقایسه نماییم، متوجه میشویم که میان آنها تفاوت عظیم است. امارت دره سوات محدود به یک شهر بود، لیکن امارت طالبان تقریبا یک کشور را در تسلط خویش داشت. در نظام حکومتی و اداره نیز تفاوت های داشتند. همینطور اگر امارات متحده عرب و امارت اسلامی طالبان را مقایسه نماییم، هیچ قابل مقایسه نیستند. چون از حوصله مقاله بیرون است لذا به جزییات بحث نمیکنم.
تحریک اسلامِ طالبان نیز کدام تعریف و برداشت دقیق و متفاوت از نظام امارتی ندارد. تعریف آنها در تیوری و در عمل بسیار عام و مخلوط چند مفکوره و نظام است. در کتاب " اسلامي امارت موږ ته څه راکړي؟" که از منشورات رسمی طالبان میباشد، امارت اسلامی طور ذیل تعریف شده است: " امارت اسلامی یعنی پیشبرد حاکمیت یا حکومت اسلامی بشکل که معیار حاکمیت اسلام باشد و تمام ابعاد زندگی بشمول تقنین، قضا و معارف در روشنی هدایات اسلام رهبری شوند، یک فریضه اسلامی است." (اسلامي امارت موږ ته څه راکړي، صفحه7)
این یک تعریف عام و نامکمل است. طالبان در نظام حکومتداری، قضا، سیاست خارجی، نظام اقتصادی، تشکیلات اداری و... منشورات مدون و دقیق ندارند. نظام آنها مجموعه از قوانین بین المللی، دیموکراتیک، جمهوری، محلی، قبیلوی، ملی و اسلامی بود و هست. بطور مثال بعضی از احکام داخلی و خانوادگی را از شریعت اخذ نموده بودند. برسمیت شناختن سرحدات ملی و روابط دیپلوماتیک با سازمان ملل و کشور های منطقه را از قوانین بین الملی دیموکراتیک اخذ نموده بودند. تشکیلات ایشان از ارزش ها و اصول قبیلوی و جمهوریت اخذ شده بود و امیر المومنین را از اسلام اخذ نموده بودند. در تقنین مخلوط از شریعت و دیموکراسی را مراعات مینمودند. به جزییات نمیروم چون مقاله به درازها میکشد. امارت اسلامی و امیر المومنین هم یک تصادف بود، نه اینکه کدام استنباط فقهی-فکری از منابع اسلامی بوده باشد. (جهت معلومات بیشتر به صفحه 128 کتاب "ملا محمد عمر، طالبان و افغانستان" مراجعه گردد).
نقاط تضاد جمهوریت و امارت
نقاط تضاد جمهوریت و امارت اینها اند: در نظام امارتی مودت امارت امیر محدود و مقید نمیباشد، لیکن در جمهوریت وقت ریاست جمهوری محدود و مقید است. در امارت یک تعداد از احکام شرعی مانند حدود و غیره تطبیق میگردد. مگر در نظام جمهوری بشکل معمول احکام شرعی بشمول حدود تطبیق نمیگردد. در نظام امارتی برای رییس دولت (امیر) انتخابات صورت نمیگیرد بلکه توسط شورا امیر تعین میگردد، مگر در جمهوریت، بطور معمول رییس دولت از طریق انتخابات تعیین میگردد. نظام جمهوری تقریبا دو نیم هزار سال تاریخ دارد، در حالیکه امارت (بشکل طالبانی) چیزی اضافه تر از 25 سال قدامت دارد. جمهوریت (به تمام معنی) مرکز فساد است، لیکن در امارت فساد کمتر میباشد. از لحاظ اداری و تشکیلاتی، نظام امارتی کاپی ساده و ابتدایی نظام جمهوری است، لیکن جمهوریت تشکیلات مکمل اداری/حکومتی دارد. نظام جمهوری نظام مکمل او استوار بر مفکوره ها و اصول خویش است در حالیکه امارت مخلوط از نظام ها، اصول و مفکوره ها است.
اساس جمهوریت بشکل مطلق بر سیکولیرزم بنا شده است، در حالیکه امارت (بشکل طالبانی) از لحاظ فکری بر اسلام استوار است. در جمهوریت تصویب قوانین توسط پارلمان صورت میگیرد، لیکن در امارت تحت فرمان امیر صورت میگیرد و...
نقاط مشابه و مشترک
در شرایط فعلی با مطالعه بعضی از امارت ها به این نتیجه میرسیم که نقاط مشترک میان امارت و جمهوریت قرار ذیل اند: نظام جمهوری و امارت هردو محدود به سرحدات ملی میباشند. مفکوره ملی میان هردو مشترک است. هردو نظام تابع نظم بین المللی فعلی اند. جمهوریت نظام سیکولر و امارت مختلط میباشد. امارت و جمهوریت هردو تابع رسوم و قوانین بین المللی معاصر اند. از لحاظ اقتصادی جمهوریت اکثراً بر نظام سودی و بازار ازاد استور است و امارت هم، با وجودیکه امارت در این بخش هیچ کدام نظام ندارد.
کدام یکی نظام اسلامی است، امارت یا جمهوریت؟
هر اصطلاح معنا و محتوا خودش را دارا میباشد. بطور مثال: نظام شاهی، نظام جمهوری، نظام کمونیستی، نظام خلافت، امپراتوری و غیره. هر کدام افکار، نظام، جهان بینی و اصول خاص خویش را داشته که به اساس آن از بقیه نظام ها تمیز میگردد.
نظام سیاسی اسلام خلافت است. چون از بدو ظهور اسلام سیاسی (دوارن مدنی) الی سرنگونی خلافت (1924م) تنها خلافت منحیث نظام سیاسی امت اسلامی بوده است. تمام دوره های سیاسی از خلافت راشده گرفته تا امویان، عباسیان وعثمانیان نظام خلافت را تطبیق نموده اند که نظام اسلامی میباشد. در تمام دوره ها از خلافت حضرت ابوبکر صدیق تا خلافت سلطان عبدالحمید الثانی شریعت اسلامی در تمام عرصه های زندگی از کلیات تا جزییات تطبیق شده است و  در قلمرو خلافت در هیچ بخش از زندگی هیچ نظام دیگر تطبیق نشده است. خلافت یک نظام و برنامه کامل زندگی است که در جزییات و کلیات از جمهوریت و امارت متفاوت میباشد که این مقاله گنجایش یادآوری تفاوت ها میان این نظام ها را نداشته اگر خدا خواسته بود، در آینده ها به آن نیز خواهم پرداخت.


   


   ارسال نظر