Pashto Farsi


آیا پروسه صلح افغانستان برگ‌ برندۀ ترامپ در انتخابات 2020 خواهد بود؟
07/20/2019 | مسلم بغلانی

در جریان کمپاین‌های انتخاباتی 2016، دونالد ترامپ با قاطعیت بر ختم جنگ در افغانستان و خاور میانه شعار می‌داد؛ امری‌که باعث جلب توجه زیادی از شهروندان امریکائی گردید. زیرا، بخش اعظم جنگ‌های امریکا توسط مالیات شهروندان امریکا تمویل می‌شود. هم‌چنان میزان فزایندۀ سیاست‌زدگی در میان شهروندان امریکا باعث گردید تا شعارهای دونالد ترامپ – کسی‌که در حوزه‌ی تجارت نسبت به سیاست بیشتر تجربه داشت – وی را کمک نماید تا به کرسی ریاست جمهوری امریکا تکیه بزند. چون امریکا در کنار چالش‌های گستردۀ درون ‌ایالتی با بحران‌های شکنندۀ اقتصادی و بن‌بست‌های نظامی در خارج از امریکا نیز مواجه می‌باشد که از جمله می‌توان به طولانی‌ترین جنگ امریکا در افغانستان اشاره کرد. بناء امریکا برای نجات و رهایی‌یابی از بن‌بست‌های نظامی و اقتصادی به اقدامات سیاسی و دیپلوماتیک متوصل گردیده است. 
امریکا بیشترین بودجه سالانۀ خود را در حوزۀ نظامی اختصاص می‌دهد. و بر بنیاد گزارش جدید فارِن پالیسی، امریکا در نقاط مختلف جهان حدود 500 پایگاۀ نظامی دارد و از سال 2001م به این‌سو تریلیون‌ها دالر را تنها در شرق‌میانه و افغانستان به مصرف رسانیده است که بیش از 2.5 تریلیون دالر را در جنگ عراق و افغانستان مصرف نموده و 7 تریلیون دالر را بمنظور تداوم جنگ‌های داخلی در کشورهای مختلف در شرق‌میانه هزینه نموده است. در حالی‌که در این اواخر ترامپ جنگ‌های مستقیم و نیابتی امریکا را به باد مسخره نیز گرفته است.
 از سوی دیگر در تازه‌ترین گزارش، شبکۀ تلویزیونی الجزیره اعلام داشته‌ است که امریکا سالانه 62 میلیارد دالر را در افغانستان هزینه می‌کند، که 5 میلیارد دالر آن به حکومت افغانستان تحویل داده می‌شود و متباقی 57 میلیارد دالر آن مستقیماً به پایگاه‌های نظامی و استخباراتی و نیز سفارت‌ امریکا در افغانستان سپرده می‌شود. این در حالی‌ست که امریکا تا گلو در قرض فرو رفته و با وام‌گیری بیش از 22 تریلیون دالر به عنوان مقروض‌ترین دولت دنیا در سال 2019م، نیز شناخته شده‌ است.
در حقیقت طالبان از ابتداء نسبت به پروسۀ صلح خوشبین به نظر می‌رسیدند و به این باور هستند که گویا امریکا را در میدان نظامی شکست داده اند؛ ادعای‌که نمی‌توان آن‌را دست‌کم گرفت. ولی امریکائیان با توجه به این‌که می‌پذیرند که در طول 18 سال در جنگ با طالبان برندۀ جنگ نیستند، اما تلاش دارند تا شکست نظامی خود را از دریچۀ دیپلوماتیک به بُرد سیاسی مبدل سازند تا حزب حاکم در جریان کمپاین‌های انتخاباتی 2020 حرفِ برای شهروندان امریکائی داشته باشد. چون حزب جمهوری‌خواه برای پیروزی در انتخابات 2020 نیاز مبرم به کسب رأی شهروندان امریکا دارد، بناء نتیجۀ پروسه صلح با طالبان تأثیرات قابل ملاحظه‌ای بر پیروزی حزب حاکم در انتخابات آینده خواهد داشت. فلهذا هرگونه توافق احتمالی صلح میان طالبان و امریکا متضمن صلح و ثبات در افغانستان نمی‌گردد، زیرا پروسۀ صلح اساساً بمنظور تأمین صلح در افغانستان طرح نشده است. اما در صورتی‌که اگر توافق احتمالی میان طالبان و امریکا به درازا هم کشانیده شود، حزب جمهوری‌خواه ممکن هنوز هم بتواند از پیشرفت آن‌چنانی پروسه صلح منحیث دست‌آورد در جریان کمپاین‌های انتخاباتی خود استفاده کند و برای شهروندان امریکا طوری اذعان کند که ما(حزب جمهوری‌خواه) در سال 2001م از بهر مبارزه با تروریزم مکلف به حمله بالای افغانستان شدیم و حالا پس از 18 سال فرصت آن پیش آمده تا با آن تروریستانی‌که در آن زمان برای ما تهدیدِ حساب می‌شد، صلح و آشتی کنیم تا دیگر تهدیدی برای امنیت ملی ما نباشد. پس امریکا در هردو صورت از این پروسه در انتخابات آینده استفادۀ سیاسی خواهد نمود.
طوری که مایک پمپئو، وزیر خارجۀ امریکا چندی قبل در سفری به کابل آمد و با سران وحدت ملی و حامد کرزی دیدار کرد. در حین دیدار و گفت‌وگو پمپئو بر رسیدن به توافق احتمالی صلح تا دو ماۀ آینده تأکید ورزید و گفت که، «ما می‌خواهیم تا قبل از ماه سپتامبر(قبل از برگذاری انتخابات ریاست جمهوری) با طالبان بر سر توافق صلح به نتیجه‌ی برسیم و هیچ‌گونه مانع فرا راه صلح قابل قبول نیست.» از جریان سفر پمپئو وانمود می‌شود که امریکا هیچ کسی را نمی‌گذارد تا مانع بر سر راه صلح قرار گیرد و این پروسه را سبوتاژ نماید؛ چی اشرف غنی باشد ویا کسی دیگر. بناء از شتاب جدی وزیر خارجۀ امریکا نسبت به یک‌طرفه سازی پروسۀ صلح معلوم ‎می‌شود که حزب حاکم امریکا نه تنها اینکه از پروسه صلح منحیث دست‌آورد کمپاینی برای انتخابات آینده استفاده می‌کند، بلکه برای نجات دادن خود و بیرون‌رفتن از بن‌بست سیاسی و نظامی نیز از آن سود می‌جوید. 
چون پالیسی امریکا براساس رویکرد پراگماتیزم و سیاست دوگانه استوار می‌باشد، بناء امریکا تلاش دارد تا هرچه زودتر به یک توافق احتمالی صلح با طالبان برسد ولو اگر این کار منجر به تعویق اندازی انتخابات 1398 ریاست جمهوری افغانستان نیز گردد. زیرا، در صورتی‌که امریکا با برگذاری انتخابات افغانستان توافق نداشته باشد و بخشی بزرگ از بودجۀ آن‌را تمویل نکند، برگذاری انتخابات محال است و خیال. چون امریکا در هر مقطع زمانی تلاش می‌ورزد تا هر فرصت پیش آمده را به طور سیستماتیک مدیریت و رهبری کند، بناء پروسۀ صلح نیز تحت بررسی ذره‌بینانۀ پالیسی‌سازان و ستراتیژیستان امریکائی قرار داشته و آنان تلاش می‌ورزند تا اوضاع افغانستان طبق خواست، پالیسی و اهداف استراتیژیک آنان به پیش برود. زیرا، هرگونه توافق احتمالی صلح با طالبان برای پیروزی حزب جمهوری‌خواه در انتخابات 2020 امریکا سرنوشت‌ساز بوده و نقش اساسی دارد. 



   


   ارسال نظر