Pashto Farsi


ناشرف‌آباد
06/01/2019 | یوسف ارسلان

در سنّت دموکراسی – سرمایه‌داری ضرور است که تظاهر به شرافت نمائید امّا باید بیاموزید که چگونه شرافتمند نباشید؛ اگر چه نام تان «اشرف» نیز باشد. اشرف‌غنی و فامیل فکری و سیاسی وی پنج‌سال می‌شود که منحیث شاگردان مخلص مکتب دموکراسی ظاهرًا لباس شرافت را به تن نموده اند امّا در اصل تمرین این را می‌کنند که چگونه شرافتمند نباشند. این خانواده در سال‌های حاکمیت خویش کوشش بر این داشتند تا –پهلوی تعقیب استراتژی‌های بزرگ بادار شان- ارزش‌های دموکراتیک و فمینیستی را بشکل سازمانه‌یافتة آن در افغانستان زرع نموده و درین راه هیچ دریغی بر چادر و عزّت زنان این سرزمین نداشته باشند.
مسلمانان افغانستان باید بدانند که دموکراسی بدون فحشاء به یک حیوان دُم‌بریده می‌ماند. پس افشاگری‌های اخیر ارگ برای تان جالب نباشد که اینها چگونه نوامیس مملکت را به قیمت ارزان خرید و فروش می‌کنند. در حقیقت این همان نتایج تطبیق نظام دموکراتیک و برایند پروژه‌های داخل ارگ برای آزادی جنسی و جنسیتی می‌باشد. حلقات ارگ این موارد را نه ننگ می‌دانند و نه فساد؛ بلکه این از دستاوردهای همین شاگردان مخلص غرب می‌باشد که سال‌ها برای آن زحمت کشیده اند. و هم‌چنان این همان فضای حقیقی دموکراسی و پروژه‌های غربی است که در داخل ارگ شکل گرفته و این شرافتمندانِ ناشرف در سدد این اند که چگونه آنرا به داخل جامعه زرق نمایند.
این حلقات برای اینکه شمایل و لباسِ به ظاهر شرافتمندانه شان لطمة نبیند و بتوانند بر گندیدگی و فضولات خویش خاک اندازند آغاز نموده اند به اغواگری. آنها کوشش می‌کنند تا در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی از ارزش و عزّت زن در جامعه و فرهنگ افغانی یادآوری کنند گویا افشاگریِ خباثت آنها توهینی بر زن افغان است که نام آن با عزّت، آبرو و سنگینی حمل می‌شود. در حالیکه سال‌های سال این حلقات برای دریدن لباس عزّت و آبروی این زنان برنامه ریختند و پروژه گرفتند. آنها در حالی از عزّت و شرف یک زن سخن می‌گویند که در ارزش‌های آنها اثری از عزّت زن وجود ندارد. آنها ممثلین و پیش‌خدمتان ایدئولوژیِ اند که با تطبیق آن زن به یک کالا مبدل شده و حتی اصطلاحات ناموس و غیرت از فرهنگ لغات یک جامعه کوچ می‌کند.
و همین‌گونه آنها جهت سرپوش گذاشتن به این گندکاری‌های خویش از اخلاق و خصوصًا «اخلاق سیاسی» نام می‌برند. این یعنی اینکه اگر جامعه و سیاسیون هرگونه ناشرفی‌های آنها را شاهد باشند باید مُهر بر لب زده تا باشد که اخلاق سیاسی مراعات شود. این حلقات ناخلف کوشش می‌کنند با اینگونه اصطلاحات عقل جامعه را دَور بزنند در حالیکه آنها حاکمان، چاکران و مأموان افکاری اند که اخلاق در آن جایگاهی ندارد. آنها ممثلین سیاست ماکیاولی اند؛ مکتبی که اصلًا با دین و اخلاق بی‌گانه است. ماکیاولی منحیث شیطان سیاسی به مریدان خویش  توصیه می‌کند که چگونه بیاموزند تا یک حاکمِ ناشرف باشند. آنها باید بدانند که جهت نایل شدن به این مقام ناشرفی از هر محدوده دینی و اخلاقی خود را آزاد نمایند و حاکم باید «برای تحكیم قدرت خویش هر محذور اخلاقی را زیر پا بگذارد». او همچنان در کتاب شهریار خود ذکر می‌کند: «آزمون‌های دوران زندگی، ما را چنین آموخته است كه شهریارانی كه كارهای گران از دست‌شان برآمده است، آنانی بوده اند كه راست‌كرداری را به چیزی نشمرده اند و با نیرنگ، آدمیان را به بازی گرفته اند و سرانجام بر آنان كه راستی پیشه كردند، چیره گشتند»(شهریار، ص ۱۲۹).‏
جامعه باید بداند که اگر حاکمیت این حلقات و حاکمان ناشرف ادامه پیدا کند فضای ناشرفِ ارگ بزرگ و بزرگ‌تر خواهد شد و دیری نخواهد گذشت که از جغرافیای شما شهری بنام ناشرف‌آباد ساخته شود. سکوت و بی‌تفاوتی ظلم بزرگی در حقّ جامعه و ارزش‌های آن است؛ پس چرا نمی‌ترسید از روزی‌که برای همة امّت مسلمه و حدود الهی پاسخگو خواهی بود. بر خویشتن رحم کنید و بر امّت مسلمة که سال‌هاست زیر چتر حکّام و ارزش‌های ناشرف می‌پوسد. احیای خلافت احیای دین و فطرت بوده و قایم نمودن اسلام نجات بشریت و فلاح آخرت است. پس با زدودن بنیاد‌های فساد و اعادة زندگی اسلامی بسوی سعادت دارین بشتابید.

یوسف ارسلان


   


   ارسال نظر