Pashto Farsi


قیام خونین 24 حوت هرات؛ روایت ایستادگی علیه باطل
03/17/2019 | خالد مبارز

افغانستان؛ سرزمینی است، سرشار از منابع و معادن طبیعی دست ناخورده؛ و دارای موقعیت ستراتیژیک و عالی برای تسلط یافتن بالای کشورهای چون چین، روسیه، پاکستان و هند که همواره توسط ابرقدرتان جهان مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار گرفته است. و اما سلحشوری مردمان این مرز و بوم نمایانگر این است که افغان‌ها هرگز در مقابل استعمارگران و استثمارگران زانو نزده و سر تعظیم فرود نیاورده‌اند؛ مرگ را بر ذلت و برده‌گی ترجیح داده و علیه ابرقدرتان جهان و حکومت‌های دست نشانده شان با دست خالی به پا خاسته، دست به مبارزه زده‌اند. طوری‌که حافظه تاریخی این سرزمین مملو از حماسه‌ها و رشادت‌های مردم مان در ازمنه تاریخ می‌باشد.
یکی از این حماسه‌ها قیام 24 حوت سال 1357 در هرات می‌باشد که در تاریخ سیاسی این سرزمین یکی از نقاط عطف به‌شمار می‌آید. در این روز که مردم از برنامه‌های غیر اسلامی و کفری دولت مزدور و کمونستی وقت، به رهبری نور محمد تره‌کی که با ارزش‌های اسلامی شان در تناقض بود، از اقصی نقاط شهر و ولسوالی‌ها به بازار سرازیر شدند و علیه رژیم صدای برحق شان را بلند نمودند که نهایتاً با واکنش تند و خونبار نیروهای اشغال‌گر شوروی و حکومت مزدور مواجه شدند.
در این روز جنگ‌های خونینی در چند نقطه شهر هرات از جمله پای حصار، دروازه قندهار، پُل رنگینه و جاده محبس به وقع پیوست که منجر به کشته شدن عده زیادی از قیام کنندگان شد؛ در این مناطق تانک‌ها و نفربرهای زرهی تا به دندان مسلح حکومت تا جایی که مرمی در شاجور داشتند، از مردم دریغ نکرده و بالای شان شلیک نمودند. با وجود کشتار بسیار زیادی از مردم که ارقام دقیق آن در دست نیست اما به گفته بعضی ها؛ به 24 هزار نفر می‌رسد.
به گفته ی تاریخ؛ از آنجائی‌که مردم کدام سلاح و مهماتی در دست نداشتند مجبور به عقب نشینی شدند؛ رژیم دست نشانده مجدداً موفق شد تا با استفاده از حملات هوایی و زمینی بر فرقه زلمی کوت که به دست قیام کنندگان افتاده بود و مناطق محل تجمع مردم در دو نقطه شهر (دروازه قندهار و پُل رنگینه)؛ تسلط شهر را در دست گیرد. علی‌الرغم آن، حکومت دست نشانده به قتل و خون‌ریزی بسنده نکرده و عده‌ای زیادی از مردم را با کمک خاد (نهاد استخباراتی وقت) از خانه‌های شان بیرون کرده و در قبرهای دسته جمعی، زنده به گور نمودند.
این قیام خونین را می‌توان به عنوان جرقه آغازین مقاومت مردمی علیه اتحاد جماهیر شوروی در سطح افغانستان خواند. تأثیرات این قیام به حدی بود که روز به روز در گوشه و کنار این سرزمین هسته های مقاومت ایجاد می‌گردید. به‌طور مثال: در 3 و 9 حوت 1358 درست یکسال پس از این روز؛ مردم کابل نیز علیه حکومت قیام نمودند؛ و علاوه بر آن، قیام‌های دیگری نیز در دیگر نقاط افغانستان رخ داد که بالاخره منجر به خروج شرم آور نیروهای اشغال‌گر شوروی گردید.
حدود سه دهه از وقوع آن قیام خونین می‌گذرد، اما متأسفانه هنوز زیر چتر استعمار بسر می‌بریم؛ بی‌شرمانه و ذلیلانه تحت سلطه کفار، دست به برگزاری محافل رسمی خشک و بی‌روح زده و از این روز گرامی‌داشت به عمل می آوریم، با خود ستایی‌ها و خودنمایی‌های دروغین و تحریف انگیزه و محتوای این قیام؛ آرمان شهدا را، رسیدن به چنین روزی بیان می‌داریم. در حالی‌ که به مثل آفتاب روشن است که پدران مان برپایی نظام اسلامی و پایان اشغال شوری را می‌خواستند نه تسلیمی در مقابل استعمار نوین (امریکا) و تطبیق دموکراسی. همین انگیزه بود که تا آخرین قطره خون خود؛ در مقابل طاغوت زمان، ایستادگی نموده و تن به غلامی و ذلت ندادند.
اما سوال‌های که ذهن همه را درگیر خود می‌سازد این است که چرا نسل‌های پس از ایشان، بجای پیروی از خط مشی پیشینان خود، تن به ذلت داده‌اند؟ آیا رسم پاس‌داری از آرمان والای شهدا چنین است؟ و آیا وقت و زمانش نرسیده تا یکبار دیگر تاریخ را به نفع خود رقم زده و علیه طاغوت زمان قد عَلم کنیم؟ باشد که نسل‌های بعدی به وجود مان افتخار نموده، ما را الگو و مایه سرفرازی خویش به‌شمار آرند؛ نه این‌که گم‌نام، در گورستان سیاه تاریخ؛ دفن مان کنند.

خالد مبارز


   


   ارسال نظر