مهم
Pashto Farsi


عمر سیاسی یک حاکم مزدور چطور به پایان می‌رسد؟!
02/18/2019 | سیف الله مستنیر

رئیس‌جمهور اشرف غنی بعد از اکمال دور چهارم گفتگوی صلح با طالبان در خطاب به ملت گفت: "ما بخاطری به تدبیر تأکید می کنیم که از تجربه زمان داکتر نجیب الله آگاهی داریم، ما همه می دانیم که او چگونه فریب داده شد، سازمان ملل متحد به وی تضمین تامین صلح داده بود؛ اما متاسفانه به فاجعه انجامید." وی چند روز بعد در سخنرانی دیگرش خطاب به سربازان گفت: "رئیس‌جمهور شما نه شاه شجاع است و نه هم امیر یعقوب خان که برای کسی سر بگذارد و یا معاهده گندمک را بالایش امضا کنند." وی افزود که مارگزیده از ریسمان می‌ترسد، مگر ما نه از مار می‌ترسیم و نه هم از ریسمان، زیرا ما عقل داریم و با تدبیر به پیش می‌رویم و آنچه را انجام می‌دهیم که عزت کشور در آن مصئون باشد.
تاریخ معاصر بشر برای همگی ثابت می‌سازد که عزت مزدور با وقار نسبت به مزدور حلقه به‌گوش نزد بادار به مراتب بیشتر می‌باشد. اما اشرف غنی از آنعده مزدورانی به شمار می‌رود که مزدوران حلقه به‌گوش را نیز شرمانده است. اینکه چرا؟! جزئیات بسیار زیاد دارد که در اینجا به ګوشه ی از خوش خدمتی هایی اشاره میکنم که اشرف غنی در طول زمامداری اش به امریکایی ها انجام داده است ولی امریکایی ها وی را نادیده گرفته و موقف وی را در  پروسه های بزرگ مانند انگشت ششم دست قرار داده اند: منزوی و بی صلاحیت:
اشرف غنی در ۲۴ ساعت نخست ریاست جمهوری اش پیمان امنیتی با امریکا را امضا نمود و گفت که امروز روزی است که افغانستان حاکمیت ملی خود را به صورت اساسی به دست می‌آورد. حالانکه این پیمان ننگین ترین پیمان در تاریخ معاصر افغانستان شمرده می شود که روی معاهدات گندمگ و دیورند را سفید ساخته است.
·اشرف غنی برای تمویل جنگ امریکا در افغانستان سیستم مالیاتی دولت را طوری عیار نمود، تا افغانستان را با شرایط صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سایر نهادهای استعماری بین المللی وفق دهد. وی عواید دولت را در اثر وضع نمودن مالیات گزاف بر تاجران، کسبه کاران، صنعتگران، دهقانان و حتی مردم عام و بی بضاعت، از سقف تعیین شده صندوق بین المللی پول نیز بالاتر برد. درحالیکه سطح بیکاری بالاتر از 50 درصد گزارش شده است.
·اشرف غنی تحت نام جوان سازی ادارات دولتی و مبارزه با فساد؛ پالیسی (تغییر نسل یا Generation Change) را در تمام ادارات دولتی اعمال نمود و بقایای مجاهدین و کمونیستان اسبق را ریشه کن ساخت، و در عوض مهره های سیکولار را جایگزین ساخت. 
·اشرف غنی بعد از عقد پیمان امنیتی با امریکا جنگ را افغانی ساخت و علاوه بر صدها هزار تلفات ملکی 45 هزار نیروی نظامی افغان را نیز به تیغ کشتن داد. همزمان با این صدها هزار خانوادۀ دیگر نسبت به مشکلات امنیتی و وضعیت بد اقتصادی اقدام به مهاجرت نمودند. وی خون افغان ها را تخته خیز نفوذ امریکا در اوراسیا قرار داد، که زمامداران اسبق نیز دست به چنین جنایتی نزده بودند. 
·اشرف غنی تحت نام برنامه های اقتصادی و راه اندازی دهلیزهای هوائی وغیره طرح های اقتصادی اش، زمینه را برای افتتاح و راه اندازی پروژه های منطقوی هموار ساخت. که درحقیقت هموارسازی تسلط امریکائی بر کشور وحتی کشورهای منطقوی می باشد. زیرا پروژه ها وطرح های منطقوی زمینه تأمین وگسترش نفوذ امریکائی را در منطقه ساده می سازد. ولی سهم افغانستان یک مقدار بسیار کوچک وغیر قابل ملاحظه درین میان می باشد. همچنان، اشرف غنی چهارراه اقتصادی را به یک چهارراه امریکائی مبدل ساخت. وی زمینه استخراج معادن وانتقال آن را توسط امریکائی بیشتر ازقبل مهیا ساخت.
·با وجود خوش خدمتی زیاد اشرف غنی به امریکا، وی بعد از چند بار تقاضای ملاقات با ترامپ، جواب منفی دریافت نمود که بالاخره درین اواخر با کمال بی شرمی به وی نامۀ محرمانه فرستاد، که حتی آن هم از جانب بادارش محرمانه نماند و از سوی رسانه‌های امریکایی افشا شد. وی درین نامه از ترامپ خواسته بود که نیروهای آمریکایی را به طور کامل از افغانستان خارج نکند. با در نظرداشت شخصیت تجارتی ترامپ حتی پیشنهاد نموده بود که هزینه‌های نیروهای آمریکایی در افغانستان می تواند تا ۲ میلیارد دلار و تعداد نیروهای آمریکایی تا ۳۰۰۰ نفر، کاهش یابد.
·نهایتا این که اشرف غنی درطول چهار سال حکمروائی خود بیشتر از چهار کلمه ی کلیشه یی دیگر چیزی برای مردم افغانستان فراهم نکرد و تحت نام اصلاحات اقتصاد را به رکود برده، جوهای خون را جاری ساخت و حالا بعد از ذلت و رانده شدن از سوی بادار، اکت های قهرمانی در می آورد.
با در نظرداشت موارد فوق اشرف غنی راست می‌گوید که وی نه از مار می‌ترسد و نه از ریسمان، درحالیکه از جملۀ خاینین است. چون تاوان و تلفات زیانبار این مار و ریسمان را مردم می‌پردازد نه او. اما اینکه می‌گوید که ما عقل داریم و با تدبیر به پیش می‌رویم و آنچه را انجام می‌دهیم که عزت کشور در آن مصئون باشد. کاملاً دروغ می‌گوید. زیرا عقلش برای منافع مردم افغانستان نه، بلکه برای منافع بادارانش خدمت نموده است. هیچ مورد متذکرۀ فوق موضوعی نیست که درآن عزت مردم این کشور مصئون شده باشد. بلکه همه برای تحقق اهداف اشغالگران و استعمارگران بوده و هست. 
اشرف غنی از تجربه ی داکتر نجیب الله صحبت نمود که وی بعد از اتکا به ملل متحد، بجای نجات به حلقه دار آویزان شد. سرنوشت غنی نیز بعد از یک عمر خدمت به استعمار ذلت و سرخمی خواهد بود؛ زیرا هر حاکمی که به غیر از درگاه الله سبحانه وتعالی به جایی دیگر اتکا کند و استعانت بجوید به چنین سرنوشت ذلت باری مواجه می شود که در نهایت استعمار از وی نیز رو برمیگرداند. 
اشرف غنی نسبت به داکتر نجیب، شاه شجاع و یعقوب خان بدترین اعمال را برای تحقق منافع بادارش در حق مردم افغانستان انجام داده است. لذا رابطه اش با مردم مسلمان و مجاهد افغانستان قطع شده است. رابطه اش با الله متعال قبل ازین قطع شده بود و اینک رابطه اش با امریکا نیز در حالت قطع شدن است. لذا امریکا و طالبان در مذاکراتش وی و نظامش را به کلی دور می‌زند و او نیز عذاب وجدانش را در سخنرانی‌ها بازگو می کند. پس عبرت بگیرید؛ این است سرنوشت یک مزدور استعمار!

كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿٢٥﴾ وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ ﴿٢٦﴾ وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ﴿٢٧﴾ كَذَٰلِكَ ۖ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ﴿٢٨﴾ فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ﴿٢۹﴾ سورۀ دخان
چه باغها و چشمه‌سارهای زیادی از خود به جای گذاشتند! و کشتزارها و اقامتگاههای جالب و گرانبهائی را. و نعمتهای فراوان (دیگری) که در آن شادان و با ناز و نعمت زندگی می‌کردند. این چنین بود (ماجرای آنان) و ما همه‌ی این نعمتها را به قوم دیگری دادیم. نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین، و نه بدیشان مهلتی داده شد (تا چند صباحی بمانند و توبه کنند و به جبران گذشته‌ها بپردازند).
سیف الله مستنیر

رییس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر ولایه افغانستان

 

[1] سازمان ملل از داکتر نجیب خواسته بود تا با اداره انتقالی غیر جانب دار موافقت کند تا آن اداره، زمینه یک نظم سیاسی نوین را فراهم کند و جنگ در کشور پایان یابد. در مقابل سازمان ملل نجات جان داکتر نجیب را تضمین کرده بود. با این حال این سازمان نتوانست جان نجیب را نجات دهد و جنگ در افغانستان نیز پایان نیافت.
[2] شاه شجاع، معاهده لاهور را در سال ۱۸۳۸ با رنجیت سینگ و بریتانیای وقت به امضا رساند. در سال ۱۸۳۹ شاه شجاع به کمک بریتانیا وارد قندهار شد و اعلام پادشاهی کرد.
[3]  "معاهده گندمک" میان امیر محمد یعقوب خان و سر لوئیس کیوناری، نماینده سیاسی انگلستان در تاریخ ۲۶ می ۱۸۷۹ امضا شد که این معاهده‌ها در نهایت منجر به امضا "کنوانسیون کابل" یا معاهده دیورند در سال ۱۸۹۳ میان امیرعبدالرحمان خان و سِر هنری مورتمور دیورند شد.


   


   ارسال نظر