مهم
Pashto Farsi


هرات میان دو سنگ آسیاب: مسئولین غرق در فساد، مردم غرق در خواب
02/17/2019 | خالد مبارز

از صدها معضله و مشکلِ که از نتیجه تطبیق نظام سرمایه‌داری طی این سال‌ها، دامن‌گیر این مردم مظلوم و بیچاره شده که هیچ؛ اما جای بسا تأسف این‌ است که چرا مردم ما همواره این تاریخ سیاه و ننگین را طی همه ادوار گذشته از یاد می‌برند؛ با چند شعار پوچ و واهی و یا هم یک سلسه اعمال نمادین تمام خیانت‌های مسئولین و زمام‌داران شان را به باد فراموشی می‌سپارند؛ انگار نه انگار که هیچ اتفاقی نیافتاده است.
قصه کوتاه؛ بهتر است از شهری بنویسم که زادگاهم هست و آن این‌که چندی قبل شهرداری هرات دست به کندن لوحه‌های شهر زد؛ به این دلیل که در لوحه‌های قبلی از اصطلاح خیابان استفاده شده بود. به زعم شهردار هرات، واژه «خیابان» ایرانی بوده باید در عوض از واژه «سرک» استفاده گردد؛ و در این میان اداره مذکور، صد‌ها هزار افغانی را صرف این قضیه مزخرف نموده و به باد فنا داد. در کنار این تعصبات زبانی را نیز شعله‌ور ساخت و انرژی تعدادی از مردم را به جای این‌که در راه درست به مصرف برسد، برای جدال بر سر واژه‌ها به مصرف رسید و باعث ایجاد عقده‌ها در میان مردم شریف هرات گردید.
  چند روز بعد، یعنی درست در هفته گذشته در اثر ریزش باران و سیلاب‌ها، از یک‌سو شاهد تخریب و ویرانی ده‌ها خانه بودیم، شاهد بی‌‌خانمان شدن مردم فقیر و مظلومی که هنوز به علت پرداخت مالیه‌های هنگفت شهرداری و پول صفائی خانه شان در خانه کاه‌گلی بسر می‌برند و از سوی دیگر جاده‌های شهر با سرازیر شدن سیلاب نگاره‌ی دیگری به‌خود گرفته بود؛ گویی که خلیج فارس به آن متصل شده بود.
این در حالی‌ست که بالفرض ایشان به قوانین محبوس شده درکتاب‌های خود شان هم اگر نظری می‌انداختند، وضعیت اندکی بهتر می‌شد. ماده (55) قانون شهرداری‌ها چنین صراحت دارد: «ایجاد خیابان‌ها،کوچه‌ها، میدان‌ها و باغ‌های عمومی و ایجاد سیستم کانالیزیسیون یا آب‌رو‌ها، و همچنان تنظیف و نگهداری و تسطیح معابر و انهار عمومی و مجاری آب‌ها، فاضلاب و تنقیه قنوات مربوط به شهر از جمله وظایف عمده شهرداری را تشکیل می‌دهد«. درحالی‌که این کُرسی بگیران و این مسئولین با صلاحیت و بدون مسئولیت؛ به مسائل و مباحثی چسپیده‌اند که هیچ دردی از هزاران درد مردم هرات را نمی‌کاهد و یا هرچند وقتی خود را مصروف مسائلی (جاده و سرک) می‌سازند که سالیان سال است از آن رنج می بریم و به نوعی به زخم ناسور مبدل گشته است.
هرات بخاطر بنادر و ارقام بالای نفوس اش به یکی از پُر درآمد‌ترین ولایات مبدل شده است، به گفته بعضی‌ها هرات همان گاو شیرده حکومت وحدت ملی است. جالب است بدانید که صرفاً عواید سالانه شهرداری هرات علی الخصوص در سال (1397) بالغ بر 595 ملیون افغانی بوده است. این در حالی‌ست که 17 سال از عمر این دولت نابکار می‌گذرد، اما سیستم کانالازیسیون معیاری در این شهر وجود ندارد، شهر فضایش را در عوض گل و بُته به کثافات بخشیده است، راه‌های مواصلاتی بعضی از ولسوالی‌ها (چشت، اوبه و ...) تا حال اسفالت نگردیده است و هکذا روز به روز به تعداد سوال‌گران و گدایان خیابانی افزوده می‌شود در حالی‌که یکی از وظایف مهم دولت بالاخص مسئولیت شهرداری جلوگیری از گدایی و واداشتن گدایان به کار می‌باشد. اما غافل از آن‌که در قبال مردم کدام مسئولیتی دارند، در پایان هر سال مالی خمار پول می‌شوند و دیوانه‌وار با افزایش گراف عواید شان، در صدد آنند تا دل مزدوران مزدورتر از خود (سران حکومت)  را به دست بیاورند، جدا از این‌که مردم با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند و یا اینکه عده‌یی لقمه نانی ندارند که کفاف شب شان باشد اما باید بخاطر افزایش عواید شهرداری، پول بپردازند.
اگر نظر گذرا به تاریخ 1400 ساله‌ی اسلام بیندازیم در میابیم که همّ و غمّ مسئولین و زمام‌دارن آن زمان بجز رفع احتیاجات اساسی و بنیادی مردم شان، چیزی دیگری نبوده است. بلی! بهتر است سری بزنیم به تاریخ نه چندان دور اسلام؛ نشود که عده‌یی فلسفه باز، گذر زمان و تغییر وسائل و اسباب را بهانه بگیرند؛ دوره طلایی خلافت عباسی‌ها و عثمانی‌ها؛ که فقر در آن زمان به مورد نادری تبدیل شده بود، زمانی‌که اروپایی‌ها بخاطر لجن‌زار زیاد و عدم موجودیت سیستم کانالیزیسیون و آب‌رو، کفش کوری بلند بپا می‌کردند، مسلمانان بغداد (مرکز خلافت اسلامی) از بهترین سیستم کانالیزیسیون برخوردار بودند و هکذا زمانی‌که در اکثر سرزمین‌های اسلامی شفاخانه‌ها و مراکز صحی وجود داشت اروپایی‌ها برای شفایابی شان، راه‌های خرافاتی در پیش می‌گرفتند؛ چه رسد به زمان خلافت عثمانی‌ها؛ که تمدن (مدنیت‌ها و آثار تاریخی) شان حرف اول را در جهان می‌زند و یا صندوقچه‌های صدقات زمان خلافت عثمانی‌ها که طوری طراحی شده بود که صدقه دهنده و صدقه گیرنده در آن تفکیک نمی‌شد، اما افسوس و صد افسوس که امروز آن صندوقچه‌ها در ترکیه امروزی به آثار تاریخی و باستانی مبدل شده است، مساجد و تمدن مسلمان‌ها به موزیم؛ غافل از آن‌که روزگاری و ایامی ما هم تاریخ داشتیم، حاکمیت داشتیم، نظام و دولت داشتیم؛ دولتی که مؤسس آن خود شخص پیامبر صلی الله علیه و سلم بود و یک‌هزار و چهار صد سال و اندی در همه ابعاد حرف اول را در جهان می‌زد.
و اما حال و هوای امروز مان چیست؟ علی‌الرغم ده‌ها و صد‌ها مشکل دیگر، حتی دولت حاضر نیست که نیازهای اساسی مردم را که من‌جمله یکی بر آورده ساختن امکانات صحی بطور رایگان است، مهیا کند. طوری‌که شفاخانه 650 بستر دولتی هرات از چندی قبل بدینسو فیس اخذ می‌نماید. اما جالب این‌جاست که دولت در ازای این همه مالیات، هیچ نوع خدماتِ به مردم‌اش عرضه نمی‌کند.
و منحیث کلام آخر باید خاطر نشان نمود که همه این مشکلات و معضلات اساساً بر می‌گردد به نظام سرمایه‌داری و ارزش‌های که این نظام حمل می‌کند؛ ارزش‌های که در آن انسان‌ها را به گرگ‌های درنده مبدل می‌سازد که به غیر از منفعت و سرمایه به مورد دیگری فکر نمی‌کنند و حتی برای سایر انسان‌ها مشکل خلق می‌کنند تا به منفعت دست یابند. ارزش‌های نظام سرمایه‌داری حُکامی را تربیه می‌کند که هوش و گوش شان به جیب مردم باشد، نه حل مشکل مردم. در واقع این نظام، همان نمک گندیده‌ایست که هرچه نمک‌اش بزنید،گندیده‌تر می‌شود؛ پس جا دارد تا برای تغییر واقعی، فکری صورت گیرد و روی راه‌کاری اندیشه شود تا این مردم گیرمانده در منجلاب از این همه بدبختی نجات یابند.

خالد مبارز


   


   ارسال نظر