مهم
Pashto Farsi


روان مردم امریکا در مورد جنگ افغانستان و توجیهات دولت ترامپ
01/21/2019 | احمد مزمل

یکی از عوامل مهم تمایل امریکا به مذاکرات صلح با طالبان را می‌توان بی‌ارزش شدن شعار «جنگ علیه تروزیزم» خواند، چون این شعار در سطح جهان و در میان خود امریکائی‌ها خریدار ندارد و در سطح امریکا و جهان مردم درک کرده‌اند که زیر نام «جنگ علیه تروریزم» مسلمان‌ها کشته می‌شوند. هم‌چنان مردم امریکا دیگر آماده نیستند برای اهداف نامشروع دولت شان مالیات کمرشکن بپردازند و پسران‌شان را در راستای منافع سرمایه‌داران قربانی کنند در حالی‌که مردم شان از پالیسی‌های دولت به ستوه آمده‌اند ویک نوع حس آزادی خواهی از چنگال همین سرمایه‌داران در حال شکل گیری است.
 در ساختار دولت امریکا ادارات مختلف مطالعاتی وجود دارد که مکلف اند تا روان مردم شان را مطالعه نمایند و به دولت گزارش دهند تا دولت بتواند بالای افکار عمومی تسلط داشته باشد که با درک روان عمومی مردم، حکومت امریکا حس نفرت روزافزون مردمش را در مقابل خود درک نموده است. و این را نیز درک نموده است که شعار «مبارزه با تروریزم» نمی‌تواند مردم امریکا و جهان را سمت و سو دهد. از اینرو، بیشتر حالا چین و روسیه را منحیث دشمن خویش تعرف نموده است.
 فهلذا حکومت امریکا ناچار است بعضی تغییرات در اسالیب سیاسی‌اش اختیار کند تا مردم فریب خورده گمان کنند که دولت دارد به خواست‌های شان توجه می‌کند. همزمان با تغییرات در اسالیب حکومت امریکا رشد اقتصادی چین و روسیه را طوری توجیه می‌کند و بیان می‌دارد که "ما حدود دو دهه می‌شود که مصروف «جنگ با تروریزم» هستیم پس چین و روسیه با استفاده از این فرصت توانسته اند به رشت اقتصادی چشم گیری نائل آیند"، این توجیه نیز می‌تواند افکار عمومی را مغشوش سازد و بگذارند تا دولت مانند جوک خون از بدن‌ شان چُش کند. امریکا در سطح جهان در مقایسه با 2001 از جایگاه‌ی جهانی‌اش افت کرده است، آن هم به دلیل این‌که چین، اروپا و تا جای روسیه توانسته اند طی این دو دهه دست ‌آوردهای داشته باشند که در بعضی از رقابت‌های جهانی برای امریکا درد سر ساز باشند.
اما گمان اینکه امریکا منطقه را ترک می‌کند، زیاد واقعی نیست، زیرا:
 1. در حال حاضر حضورش در قلب آسیا (افغانستان) با کسب امتیاز داشتن پایگاه‌های نظامی در همسایه‌گی چین و روسیه که دو رقیب سرسخت‌اش است. خصوصاً چین که در میدان اقتصادی توانسته است جنگ تجاری را موفقانه با امریکا به پیش ببرد وهرگاه بخواهد با به راه اندازی اندک هرج مرج در آسیائی‌میانه بالای شاه‌رگ اقتصادی روسیه پا گذاشته است. برعلاوه چین و روسیه امریکا توانسته است بالای اردوی پاکستان که مجهز با نیروی اتمی است و در میان کشورهای اسلامی قوی‌ترین اوردو بشمار می‌رود تسلط داشته باشد ونگذارد عناصر اسلامیست موجود در فوج پاکستان کدام تحرک علیه نظم کنونی جهان داشته باشند و هم‌چنان حضورش در منطقه باعث شده است که بالای فعالیت‌های هستوی ایران تسلط داشته باشد.
 2. افغانی سازی جنگ که این پروسه از 2014 بدین‌سو ادامه دارد تلفات نیروهای امریکایی را به شدت کاهش داده است. چنانچه، امریکا از آغاز حضورش در افغانستان الی 2014 نظر به اعمار نشر شده تلفات نیروهای امریکائی به (2088) فرد می‌رسید که حدود (160) تن درسال می‌شود، اما از 2014 بدین‌سو الی جولای 2018 که حدود 5 سال می‌گذرد تعداد تلفات نیروهای امریکائی مجموعاً (284) تن بوده است که به تعداد (56) فرد در سال می‌رسد. بدین لحاظ تلفات افرادش بیش از صد نفر درسال کاهش یافته است وطبق اعمار نشر شده ویب سایت(thedailybeast) در سال 2018 صرفاً سیزده نظامی امریکائی در افغانستان تلف شده است. پس می‌توان گفت که افغانی سازی جنگ تلفات امریکائی را به حداقل رسانده است.
 3. اظهارات مقامات امریکائی در مورد معادن افغانستان که افغانستان را به دلیل داشتن منابع سرشار معدنی عربستان دوم نامیده‌اند و دغدغه‌های تاراج معادن افغانستان خصوصاً عناصر نادره رادیواکتیف مانند یورانیم از خانشین ولایت هلمند و هم‌چنان آماده‌گی وتشویق حکومت افغانستان برای سرمایه گذاری کمپنی‌های امریکائی در سکتور معادن یکی از دلگرمی‌های حکومت امریکا می‌تواند باشد.
 4. در حضور هفده ساله امریکا، افغانستان شاهد کشت و قاچاق مواد مخدر بشکل بی‌سابقه اش بود است که در نهایت افغانستان توانست که یکی از کشورهای پیشتاز تولید وقاچاق مواد مخدر باشد که بعضی شایعات وجود دارد که سود اصلی و هنگفت این تجارت جهانی را امریکا بدست می‌آورد.
بناء، می‌توان گفت که امریکا در افغانستان به اشغال خویش تداوم داده و تحت نام صلح و امثالهم اجازه نمی‌دهد که نیروهایش بصورت کُلی افغانستان را ترک نمایند، چون منافع استراتیژیک و سیاسی زیادی دارد که نمایانگر این است که ادامه جنگ در افغانستان به سود امریکا می‌باشد.

احمد مزمل


   


   ارسال نظر