Pashto Farsi


از تسکین کاذب تا معالجه واقعی
01/09/2019 | علی عمر صدیقی

خبر:
شنبه ۱۵جدی۱۳۹۷ وزیر صحت عامه افغانستان و رئیس سازمان صحی جهان بسته صحی جدیدی را برای انکشاف خدمات صحی در این کشور در کابل افتتاح کردند. گفته شده است که این بسته جدید، کاهش امراض ساری، غیر ساری، مزمن و هم‌چنان پایین آوردن سطح مرگ و میر مادران و کودکان و نیز تداوی زخمیان جنگی را شامل می‌شود. فیروز الدین فیروز در مراسمی به این مناسبت در کابل گفت، به دلیل نا امنی، فقر، مهاجرت و برخی مشکلات طبیعی و اجتماعی بسیاری افغان‌ها با امراض گوناگون روبرو شده‌ و تصمیم داریم که برای کاهش این مشکلات تدابیر صحی جدی‌تری را اتخاذ کنیم.
(منبع: https://da.azadiradio.com/a/29693637.html )

تبصره:
از سال 2001 بدینسو که مردم افغانستان تحت حاکمیت مستقیم نظام دموکراسی قرار گرفته‌اند هر روز مشکلات شان رو به فزونی نهاده است. نبود امنیت، بیکاری، فقر، آلودگی آب و هوا و مشکلات صحی همه و همه چنان مردم را در تنگناه قرار داده است که گویی مردم در یک زندان سر باز زندانی شده‌اند.
آمدن مشکلات در زندگی انسان‌ها یک امر طبیعی و بدیهی بوده که اجتناب ناپذیر است؛ اما این دولت‌ها است که مشکلات مردم را حل کرده و همه اتباع خود را از سردرگمی و بلاتکلیفی نجات می‌دهند. چون در دولت‌های دموکراتیک مردم با دادن انواع مختلف مالیه به دولت‌ها همواره بار گرانی را به دوش می‌کشند.
در مقابل مالیاتی که مردم به این دولت‌های دموکراتیک پرداخت می‌نمایند از آنها توقع دارند تا مشکلات شان را حل نمایند؛ اما روان در این دولت‌ها برای حل مشکلات چنان است که مشکلات بصورت ریشه‌ای و اساسی حل نشده و تنها بصورت موقتی حل می‌شود که مانند تسکین درد است، نه تدوای آن. برای مردم هر روز امید واهی و کاذب می‌دهند تا مردم به آینده امیدوار شده و این دولت‌ها بتوانند به عمر کیثف شان بالای مردم جهان ادامه دهند.
وضعیت دولت افغانستان در طول مدت نشان داده است که هر روز بر مشکلات مردم افزوده شده؛ اما دولت با دایر نمودن بعض کنفرانس‌های نمایشی و وعده‌های اغواگرانه به مردم امید حل مشکل امروز به فردا را می‌دهد که اصلاً به حل ریشه‌ای مشکل پرداخته نمی‌شود. همین بسته صحی را که وزیر صحت عامه افغانستان با رئیس سازمان صحی جهان افتتاح کردند و وعده تطبیق آن را به مردم مسلمان افغانستان دادند، صرف امیدی به مردم است که به حل مشکل کمک اساسی نخوهد کرد. چون زمانی مشکل بصورت اساسی حل خواهد شد که بالای از بین بردن عوامل آن توجه صورت گیرد.
قرار آمارهای داده شده در کابل 5 میلیون نفر زندگی می‌کنند که اکثر شان به دلیل نبود امنیت و بیکاری از ولایات شان به این جا آمده‌اند. نبود امنیت و بیکاری در ولایات افغانستان سبب شده که بیشتر مردم به کابل تجمع نمایند. اگر در ولایات امنیت تأمین شود و مردم کاری جهت امرارمعاش خود داشته باشند، بیشتر مردم از کابل به ولایات شان خواهند رفت. اما قرار گزارش‌ها در ولایات بالای مردم هم از طرف دولت و هم از طرف مخالفین مسلح دولت، فضا چنان تنگ ساخته می‌شود که باید از خانه و کاشانه خود کوچیده و به کابل بیایند که در پی هر حادثه به تعداد شان افزوده می‌شود. تعداد کثیر بی‌جا شده‌گان داخلی در هر گوشه و کنار شهر کابل مبین این حالت است.
این بی‌جاشده‌گان که اغلب در زیر خیمه‌ها زندگی می‌کنند برای گرم ساختن خود سوزاندن هر چیزی مثل: تایر، زباله‌های پلاستیکی ... که در دست شان قرار بگیرد، استفاده می‌کنند. برعلاوه، ساختمان‌های بزرگ شهر نیز از ذغال سنگ استفاده می‌کنند که دود آن بیشتر از پیش گلوی مردم شهر کابل را می‌فشارد و امراض گوناگون را برای شان به ارمغان می‌آورد.
امراض مزمن صعب‌العلاج؛ مثل: امراض قلبی و تنفسی و سرطان‌ها همه و همه از آلودگی آب، هوا و تغذیه ناسالم، جنگ‌های تحمیلی و آزمایش انواع سلاح‌های مدرن از طرف امریکا و متحدین آن در این کشور بوجود آمده است. دولت بجای این‌که به عوامل این امراض توجه نماید و تدابیر واقعی و عملی در جهت جلوگیری از آلودگی آب و هوا روی دست بگیرد، به دنبال کم شدن تاثیرات این عوامل بالای صحت انسانهاست، آنهم به گونه بسیار حقوقی و نمایشی.
سازمان صحی جهان هم یک سازمان استعماری است که در بیشتر موارد به نفع کشورهای که کنترول آن در دستان آنهاست فعالیت کرده و همواره مشکلات را در جوامع نهادینه ساخته و بعداً به کشورهای که منافع آنها را تأمین می‌نماید زمینه سازی مداخله را از طریق به ظاهر نهادهای کمک کننده فراهم می‌سازد تا آنها بتوانند به اهداف شوم خود برسند. بسیاری از فعالیت‌های این سازمان و دیگر نهادهای خیریه غربی در کشورهای اسلامی به همین گونه ادامه دارد.
اگر به فعالیت‌های این سازمان در طول مدت بصورت عمیق نگریسته شود، دیده خواهد شد که این سازمان در هیچ جای دنیا بشکل مخلصانه در صدد حل مشکلات نبوده و نیست و صرف به مثل یک نظاره‌گر نقش بازی کرده است. هر زمانی که مشکل حاد و بزرگ شده است، صرف به سمع دیگر نهادهای غربی موضوع را طی گزارش‌ها رسانیده تا آنها دست بکار شده و به اهداف خود برسند. مثال بزرگ آن در قضیه گسترش ویروس ایبولا و کانگو در افریقا می‌باشد که این سازمان صرف منحیث نظاره‌گر و گزارش‌گر عمل کرده است و کدام فعالیت قابل ملاحظه‌ای بخاطر جلوگیری از گسترش این گونه امراض انجام نداده است.
پس دولت افغانستان و سازمان صحی جهان صرف سازمان‌ها و نهادهای استند که پالیسی‌ها و ستراتیژی‌های دیگران را تطبیق می‌نمایند و هرگز در فکر صحت مردم مسلمان این سرزمین نیستند. توقع داشتن از آنها به مانند سراب است که تشنه همیشه فریب آن را می‌خورد؛ ولی باز هم تشنه است و هیچ گاهی تشتنگی‌اش رفع نمی‌شود.

علی عمر صدیقی


   


   ارسال نظر