پاسداری از دولت‌های ملی، زیرپا نمودن احکام اسلامی‌ست!
04/01/2024 | عبدالرحمن قرلق

Print


دولت‌های ملی امروزی -که جهان اسلام را به ده‌ها دولت کوچکِ ضعیف مبدل ساخته- نتیجۀ پذیرفتن و تسلیم شدن به مرزهای ترسیم شدۀ غربی و مفکورۀ ملی‌گرایی غربی است. مفکوره ملی‌گرایی غربی -که پس از سقوط خلافت عثمانی و اندکی قبل‌تر از آن توسط غرب بر جهان اسلام توسط مزدوران زمانش تحمیل شد- بعدها این مفکوره در میان مسلمانان به حدی تقدیس شد که حتی از نصوص صریح اسلام گذشتند. هر سرزمین منقسم شده، دولت جداگانه، پرچم جداگانه و نظام حکومتی جداگانه ساختند و از دولت خلافت، لوا و رایه اسلام، احیای دوباره خلافت برمنهج نبوت و فتوحات و اظهار دین انکار نمودند که تا امروز به اشکال مختلف ادامه دارد.
تقدیس دولت‌های ملی و منافع ملی میان مسلمانان به حدی پیش‌رفته و مقدس شد که برای دفاع ازین دولت‌ها مسلمانان به عوض اشغال‌گران و غرب باهم به جنگ پرداختند؛ جنگی‌که خون همدیگر را مباح دانستند، برنوامیس همدیگر تجاوز نمودند و سرزمین‌ها و خانه‌های یکدیگر را به آتش کشیدند. نمونه‌های این جنگ در تاریخ مسلمان بسیار است؛ از جنگ میان دولت‌های ملی در جهان اسلام گرفته تا جنگ میان اقوام، احزاب و گروه‌های اسلامی.
هم‌چنان با مقدس دانستن پرچم‌های ملی و منافع ملی مسلمانان از حمایت برادران مظلوم بیرون از مرز‌شان دست کشیدند، یکدیگر را در بیرون از مرزهای‌شان در برابر اشغالگران و کفار حربی تنها گذاشتند، حتی برای یاری و کمک با اشغالگران در اشغال، ویرانی‌ها و کشتارشان علیه مسلمانان با کفار همدست شدند و از هیچ کمکی با آن‌ها دریغ نکردند. تاریخ صدسال اخیر مسلمانان پر از نمونه‌های آنست؛ از اشغال عراق و افغانستان گرفته تا تنها گذاشتن اقصایان، کشمیریان، اویغوریان و برمایان.
در حالی‌که نصوص صریح اسلام مرز میان مسلمانان را رد می‌نماید، تعصب‌گرایی، قومیت‌گرایی، ملیت‌گرای و سمت‌گرایی را مردود می‌شمارد و مسلمانان را برادر هم و هم‌چو یک جسم واحد خطاب می‌کند. اسلام مسلمانان را تحت پرچم‌های سیاه و سفید(لوا و رایه) و قیادت خلیفه و حاکم واحد وحدت می‌بخشد، مرزهای ساختگی غربی را نمی‌پذیرد و همیاری و نصرت رعیت و سایر مظلومین را واجب ساخته است.
امروزه پابندی به همین دولت‌های ملی، مفکوره‌های ملی‌گرایی و مرزهای ترسیم شدۀ ملی است که تمام دولت‌های حاکم در سرزمین‌های اسلامی، غزۀ مظلوم و مستضعف را تنها گذاشته اند؛ غزه‌ای‌که زنانش بی‌عفت و اطفالش یتیم می‌شوند، مردانش سلاخی و خانه‌های‌شان ویران می‌شوند. این درحالی‌ست که تمام حکام، ارتش‌ها و صاحبان قدرت خودشان را مکلف به حمایت و نصرت‌شان نمی‌دانند؛ چون مرزها، دولت‌های ملی و مفکوره ملی‌گرایی را پذیرفته و بیشتر از احکام اسلام تقدیس‌شان می‌کنند.
بنابر این، همین دولت‌های ملی و مفکوره‌های ملی‌گرایی، دولت‌های حاکم سرزمین‌های اسلامی را از حمایت و نصرت مسلمانان بازداشته اند، ارتش‌ها را در برابر ظلم و ستم بر برادران‌شان بی‌تفاوت نموده و عام مسلمانان را توسط مرزهای ساختگی شان اسیر نموده‌اند. حتی برخی مردان مخلص در ارتش‌ها برای به یاری نشدن خواهران و برادران مظلوم و مستضعف‌شان غمگین اند، ناراحت اند و اشتیاق نصرتِ برادران‌‌شان و دین رب‌شان را دارند؛ اما همین حکام و همین دولت‌ها و مرزهای ملی مانع‌شان قرار می‌گیرند، احساسات پاک‌شان را با کارهای اندک و توجیهات مزحرفانه و غیراسلامی فرو می‌نشانند. ازین‌رو، جنگ‌ها و حملات مرزی یکی از برنامه‌های استعمارگران و مزدوران‌شان برای زنده نگهداشتن مرزهای ملی و دولت‌های ملی است که گاه‌ناگاه به راه می‌اندازند و آنانی‌که احساسات به جهاد و فتوحات دارند، توسط همین حملات از یک‌سو مفکوره مرزها را زنده نگه می‌دارند و از طرف دیگر، احساسات این جوانان و رادمردان را خنثی می‌کنند.
ازین‌رو، پاسداری از دولت‌های ملی، در واقع زیرپا نمودن احکام اسلامی و فرمان الله متعال است؛ چون الله متعال وجود مرزها و موانع بین مسلمانان را مردود و نصرت مظلومین را واجب ساخته است. وجود ده‌ها حاکم را همزمان حرام نموده و اطاعت از خلیفه و امام واحد را دَینِ گردن همه مسلمانان قرار داده است. اعتماد برکفر را ناجایز و وحدت بین مسلمانان را فرض گردانیده است. حکم بر اساس قوانین بشری را ممنوع و اظهار دین و فتوحات را برسایر ادیان و جهان توسط جهاد تحت فرمان خلیفه و امیرجهاد فرض گردانیده است، ستم بر مسلمانان و تعصب را حرام تعصب گردانیده است. پس بر ارتش‌ها و صاحبان قدرت واجب است که دولت‌های ملی را رد نموده و مرزها را بشکنند، دین الله را نصرت داده و به کمک خواهران و برادران مظلوم‌شان در هرگوشه‌ای از جهان بشتابند؛ نه این‌که مرزها و دولت‌های ملی را برای‌شان مقدس شمرده و در حفظ آن از دساتیر و واجبات اسلام بگذرند.




   ارسال نظر